نتایح جستجو

  1. nika65

    :gol::gol:

    :gol::gol:
  2. nika65

    مرسی از راهنماییت :w40:یوسف جووووون...:w27:

    مرسی از راهنماییت :w40:یوسف جووووون...:w27:
  3. nika65

    شب خوش....

    شب خوش....
  4. nika65

    زندگی جیره مختصریست مثل یک فنجان چای وکنارش عشق است.. مثل یک حبه قند... زندگی را با عشق نوش جان...

    زندگی جیره مختصریست مثل یک فنجان چای وکنارش عشق است.. مثل یک حبه قند... زندگی را با عشق نوش جان باید کرد
  5. nika65

    گاه یک سنجاقک به تو دل می بندد و تو هر روزسحر می نشینی لب حوض تا بیاید از راه... از خم پیچک...

    گاه یک سنجاقک به تو دل می بندد و تو هر روزسحر می نشینی لب حوض تا بیاید از راه... از خم پیچک نیلوفرها.. روی موهای سرت بنشیند ... یاکه ازقطره ی آب کف دستت بخورد.. گاه یک سنجاقک همه ی معنی یک زندگی است
  6. nika65

    گاه یک سنجاقک به تو دل می بندد و تو هر روزسحر می نشینی لب حوض تا بیاید از راه... از خم پیچک...

    گاه یک سنجاقک به تو دل می بندد و تو هر روزسحر می نشینی لب حوض تا بیاید از راه... از خم پیچک نیلوفرها.. روی موهای سرت بنشیند ... یاکه ازقطره ی آب کف دستت بخورد.. گاه یک سنجاقک همه ی معنی یک زندگی است
  7. nika65

    گاه یک سنجاقک به تو دل می بندد و تو هر روزسحر می نشینی لب حوض تا بیاید از راه... از خم پیچک...

    گاه یک سنجاقک به تو دل می بندد و تو هر روزسحر می نشینی لب حوض تا بیاید از راه... از خم پیچک نیلوفرها.. روی موهای سرت بنشیند ... یاکه ازقطره ی آب کف دستت بخورد.. گاه یک سنجاقک همه ی معنی یک زندگی است
  8. nika65

    گاه یک سنجاقک به تو دل می بندد و تو هر روزسحر می نشینی لب حوض تا بیاید از راه... از خم پیچک...

    گاه یک سنجاقک به تو دل می بندد و تو هر روزسحر می نشینی لب حوض تا بیاید از راه... از خم پیچک نیلوفرها.. روی موهای سرت بنشیند ... یاکه ازقطره ی آب کف دستت بخورد.. گاه یک سنجاقک همه ی معنی یک زندگی است.....
  9. nika65

    زندگی جیره مختصریست..... مثل یک فنجان چای وکنارش عشق است.. مثل یک حبه قند... زندگی را با عشق نوش...

    زندگی جیره مختصریست..... مثل یک فنجان چای وکنارش عشق است.. مثل یک حبه قند... زندگی را با عشق نوش جان باید کرد....
  10. nika65

    مردن و گمشدن از ماست نه از فاصله ها! دل از اینهاست که تنهاست نه از فاصله ها! گرچه دیگر همه جا پر...

    مردن و گمشدن از ماست نه از فاصله ها! دل از اینهاست که تنهاست نه از فاصله ها! گرچه دیگر همه جا پر ز جدایی شده است! مشکل از طاقت دلهاست نه از فاصله ها!
  11. nika65

    مردن و گمشدن از ماست نه از فاصله ها! دل از اینهاست که تنهاست نه از فاصله ها! گرچه دیگر همه جا پر...

    مردن و گمشدن از ماست نه از فاصله ها! دل از اینهاست که تنهاست نه از فاصله ها! گرچه دیگر همه جا پر ز جدایی شده است! مشکل از طاقت دلهاست نه از فاصله ها!
  12. nika65

    مردن و گمشدن از ماست نه از فاصله ها! دل از اینهاست که تنهاست نه از فاصله ها! گرچه دیگر همه جا پر...

    مردن و گمشدن از ماست نه از فاصله ها! دل از اینهاست که تنهاست نه از فاصله ها! گرچه دیگر همه جا پر ز جدایی شده است! مشکل از طاقت دلهاست نه از فاصله ها!
  13. nika65

    مردن و گمشدن از ماست نه از فاصله ها! دل از اینهاست که تنهاست نه از فاصله ها! گرچه دیگر همه جا پر...

    مردن و گمشدن از ماست نه از فاصله ها! دل از اینهاست که تنهاست نه از فاصله ها! گرچه دیگر همه جا پر ز جدایی شده است! مشکل از طاقت دلهاست نه از فاصله ها!:heart:
  14. nika65

    در دستانم دو جعبه دارم که خدا به من داده است. او گفت:غصه هايت را درون جعبه سياه بگذار و شادي...

    در دستانم دو جعبه دارم که خدا به من داده است. او گفت:غصه هايت را درون جعبه سياه بگذار و شادي هايت را درون جعبه طلايي.به حرف خدا گوش کردم.شادي ها و غصه هايم را درون جعبه ها گذاشتم. جعبه طلايي روز به روز سنگين تر مي شد و جعبه سياه روز به روز سبک تر. از روي کنجکاوي جعبه سياه را باز کردم تا علت را...
  15. nika65

    پيرمرد خسته کنار صندوق صدقه ايستاد. دست برد و از جيب کوچک جليقه‌اش سکه‌اي بيرون آورد. در حين...

    پيرمرد خسته کنار صندوق صدقه ايستاد. دست برد و از جيب کوچک جليقه‌اش سکه‌اي بيرون آورد. در حين انداختن سکه متوجه نوشته روي صندوق شد: صدقه عمر را زياد مي‌کند، منصرف شد!!!
  16. nika65

    پيرمرد خسته کنار صندوق صدقه ايستاد. دست برد و از جيب کوچک جليقه‌اش سکه‌اي بيرون آورد. در حين...

    پيرمرد خسته کنار صندوق صدقه ايستاد. دست برد و از جيب کوچک جليقه‌اش سکه‌اي بيرون آورد. در حين انداختن سکه متوجه نوشته روي صندوق شد: صدقه عمر را زياد مي‌کند، منصرف شد!!!
  17. nika65

    پيرمرد خسته کنار صندوق صدقه ايستاد. دست برد و از جيب کوچک جليقه‌اش سکه‌اي بيرون آورد. در حين...

    پيرمرد خسته کنار صندوق صدقه ايستاد. دست برد و از جيب کوچک جليقه‌اش سکه‌اي بيرون آورد. در حين انداختن سکه متوجه نوشته روي صندوق شد: صدقه عمر را زياد مي‌کند، منصرف شد!!!
  18. nika65

    پيرمرد خسته کنار صندوق صدقه ايستاد. دست برد و از جيب کوچک جليقه‌اش سکه‌اي بيرون آورد. در حين...

    پيرمرد خسته کنار صندوق صدقه ايستاد. دست برد و از جيب کوچک جليقه‌اش سکه‌اي بيرون آورد. در حين انداختن سکه متوجه نوشته روي صندوق شد: صدقه عمر را زياد مي‌کند، منصرف شد!!!
  19. nika65

    پيرمرد خسته کنار صندوق صدقه ايستاد. دست برد و از جيب کوچک جليقه‌اش سکه‌اي بيرون آورد. در حين...

    پيرمرد خسته کنار صندوق صدقه ايستاد. دست برد و از جيب کوچک جليقه‌اش سکه‌اي بيرون آورد. در حين انداختن سکه متوجه نوشته روي صندوق شد: صدقه عمر را زياد مي‌کند، منصرف شد!!!
  20. nika65

    پيرمرد خسته کنار صندوق صدقه ايستاد. دست برد و از جيب کوچک جليقه‌اش سکه‌اي بيرون آورد. در حين...

    پيرمرد خسته کنار صندوق صدقه ايستاد. دست برد و از جيب کوچک جليقه‌اش سکه‌اي بيرون آورد. در حين انداختن سکه متوجه نوشته روي صندوق شد: صدقه عمر را زياد مي‌کند، منصرف شد!!!
بالا