می خواهم و می خواستمت تا نفسم بود
می سوختم از حسرت و عشقِ تو بَسَم بود
عشق تو بَسَم بود که این شعله بیدار
روشنگرِ شبهای بلندِ قفسم بود
آن بختِ گُریزنده دمی آمد و بگذشت
غم بود که پیوسته نفس در نفسم بود
دست من و آغوش تو ! هیهات ! که یک عمر
تنها نفسی با تو نشستن هوسم بود
بالله که بجز یادِ تو ، گر...
می خواهم و می خواستمت تا نفسم بود
می سوختم از حسرت و عشقِ تو بَسَم بود
عشق تو بَسَم بود که این شعله بیدار
روشنگرِ شبهای بلندِ قفسم بود
آن بختِ گُریزنده دمی آمد و بگذشت
غم بود که پیوسته نفس در نفسم بود
دست من و آغوش تو ! هیهات ! که یک عمر
تنها نفسی با تو نشستن هوسم بود
بالله که بجز یادِ تو ، گر...
والا ..........:surprised:
به پیر ...............:eek:
به پیغمبر ................:(
مشکلی .....................:cry:
.
.
هست تو چشاته ها یعنی برو دکتر:biggrin:
سلاااااااااااااااام
عشق است نسترن خودمون
بچه کدوم دانشگاهی؟:w26:
از خودی هستی یا نخودی؟:redface:ما اینجا زیاد شوخی میکنیما به دل نگیر
قربونت که مارو داخل آدم حساب کردی پیام زدی;)
:w27:
یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟
پشت سر آن استاد شریف درس حرف بزن ادبیاتش منو کشده
هروقت تونستی مث اون شعرآذری بخونی بیا حرفتو گوش میدم:D
من میرم دیگه بای بای
با شما ماندن عواقب بدی خواهد داشت
وای مامانم اینا
بای بای:biggrin: