هر روز بیشتر می فهمم و بیشتر یاد میگیرم
فاصله هایی هست که با هیچ چیزی پر شدنی نیست مثل ...
نزدیکی هایی هست که با هیچ چیزی جدا شدنی نیست مثل ...
فکر می کنم واقعیت نه اون چیزیه که میشنویم.
گاهی کلامی یا سکوتی خیلی نفس گیره
دنبال چی هستم ؟! عجیبه. واقعا دیگه نمی دونم
در هوایت بیقرارم روز و شب
سر ز پایت برندارم روز و شب
روز و شب را همچو خود مجنون کنم
روز و شب را کی گذارم روز و شب
جان و دل از عاشقان میخواستند
جان و دل را میسپارم روز و شب
تا نیابم آن چه در مغز منست
یک زمانی سر نخارم روز و شب
تا که عشقت مطربی آغاز کرد
گاه چنگم گاه تارم روز و شب...
نه به نبودن و نه به این غلظت ! تضاد !
میشه از واژه ها کمی رو فهمید
لازم نیست بپرسی. هر چی به نظرت جالبه ممنونم
تکراریه... قدیمیشو خواستی دارم
چون نمیشناختمش تا تو معرفیش کردی !
سلام ت ؟!
خودت پرش کن !
خوب باشی. ولی فکر می کنم مثل شکلکت نیستی ! خوبی ؟!
هم ترانه هم شعر
مرسی. مدتی اصلا ازش خوشم نمیومد چون کاراش مزخرف بود ! الان کم کم می بینم کارای خوبم داره !
امضام یه ترانه گذاشتم که ترانه ماهمه !
اوهوم. باید می فهمیدم چون ادبیاتش ضعیف بود اما ساده و خودمانی و پر !
بيش از اينها ، آه ، آري
بيش از اينها ميتوان خاموش ماند
ميتوان ساعات طولاني
با نگاهي چون نگاه مردگان ، ثابت
خيره شد در دود يک سيگار
خيره شد در شکل يک فنجان
در گلي بيرنگ ، بر قالي
در خطي موهوم ، بر ديوار
...