نتایح جستجو

  1. tara75

    دعای جلیل الجبار التماس دعا

    دعای جلیل الجبار التماس دعا
  2. tara75

    دعای جلیل الجبار التماس دعا

    دعای جلیل الجبار التماس دعا
  3. tara75

    دعای جلیل الجبار التماس دعا

    دعای جلیل الجبار التماس دعا
  4. tara75

    دعای جلیل الجبار التماس دعا

    دعای جلیل الجبار التماس دعا
  5. tara75

    دعای جلیل الجبار التماس دعا

    دعای جلیل الجبار التماس دعا
  6. tara75

    دعای جلیل الجبار التماس دعا

    دعای جلیل الجبار التماس دعا
  7. tara75

    دعای جلیل الجبار التماس دعا

    دعای جلیل الجبار التماس دعا
  8. tara75

    دعای جلیل الجبار التماس دعا

    دعای جلیل الجبار التماس دعا
  9. tara75

    دعای جلیل الجبار التماس دعا

    دعای جلیل الجبار التماس دعا
  10. tara75

    [IMG]

    [IMG]
  11. tara75

    گفتگو با خدا(::: مناجات نامه :::)

    خدایا کمکم کن تنها دغدغم تو باشی
  12. tara75

    آقا بجان فاطمه دست از سرم مّدار ...

    دلِ من مالِ خودم نیست، کفیلی داردعشق در مکتب ما شرح طویلی داردکوچ کرده ست و خبر داده که برمی گردداو که هر گوشه ی این دهکده ایلی داردهر چه دلباخته در حسرت او جان به لب اندآن سفرکرده ولی صبر جمیلی دارد!رونق بتکده ها گرچه غمی جانکاه استشادمانیم که این مُلک خلیلی دارد!آه...ای منتظرانِ فرج اش...
  13. tara75

    آقا بجان فاطمه دست از سرم مّدار ...

    نه سلامی نه عليکی ، نه سوالی نه جوابیمنم آن تشنه ی تو منتظر ِجرعه ی آبیکِی می آيد که بيايی به سر وعده ی بارانآتش ِ دوری ات ای ابر ! شده رنج و عذابیماه ِ شب های منی ؛ گوشه ی ايوان ِخيالممانده ام چشم به راهت که بر اين کوچه بتابیهرچه بيدار نشستم که تو را هيچ نديدمکاش می شد که تو را ديد شبی در دل ِ...
  14. tara75

    آقا بجان فاطمه دست از سرم مّدار ...

    زمـانه به زخـم نبودت نمـک می زنددل کوچـه ها در هوای تو لـک می زندبـبار ابـر مـن! ورنه باران بيم و اميدلـب تشنـه ی خـاک مـن را تــرک می زندمـنِ ساده سمت شما را بلـد نيستمخـيابانِ دنيـا به آدم کلـک می زندبيـا خـاطر ريز مـن را ببر با خودتوگـرنه زمين خـاک من را الـک مـی زندپس ازتو زمانه به کام زبان...
  15. tara75

    آقا بجان فاطمه دست از سرم مّدار ...

    همسفر! حوصله، اين قافله بر می گرددگرد می خوابد و اسب يله بر می گردددشت هر چند پر از گرگ و حضور مرگ استمکن از غيبت چوپان گِله، بر می گرددهم نفس! همدل من! بغض چرا؟ گريه چرا؟صبر کن، هم نفس يک دله بر می گردآفتاب پس ابر است، چرا بی تابی؟روشن است اين که از اين مرحله بر می گرددمی رسد همهمه ی سبز، پس از...
  16. tara75

    آقا بجان فاطمه دست از سرم مّدار ...

    اسير مانده ايم در بهانه هاي پاپتيو ميله هاي آهنين و عشق هاي ساعتي حوالي نگاهمان دوباره صف کشيده استصداي تيک تاک غم , شماره هاي صنعتي امان از اشتباه هاي نا تماممان , همانتفاخر هميشگي به هيچ هاي قيمتي ميان قرن حادثه کجاست اتفاق عشقنمانده در تسلط همان هبوط لعنتي ؟ کسي نيامد از تبار انتظارمان...
  17. tara75

    آقا بجان فاطمه دست از سرم مّدار ...

    تمام راه ظهور تو با گنه بستم دروغ گفته ام آقا كه منتظر هستم كسي به فكر شما نيست راست مي گويم دعا براي تو بازيست راست مي گويم اگرچه شهر براي شما چراغان است براي كشتن تو نيزه هم فراوان است من از سرودن شعر ظهور مي ترسم دوباره بيعت و بعدش عبور مي ترسم من از سياهي شب هاي تار مي گويم من از...
  18. tara75

    تلنگر...

بالا