نتایح جستجو

  1. ALIREZA.F.1988

    یکی رو انتخاب کن

    تیران شیما یا احمد
  2. ALIREZA.F.1988

    یکی رو انتخاب کن

    تمشک فروتن یا شیما
  3. ALIREZA.F.1988

    مشاعرۀ سنّتی

    خواهش میکنم قربان شما اینم آخریش ، با اجازتون من برم فرق است میان آن که یارش در بر با آن که دو چشم انتظارش بر دَر
  4. ALIREZA.F.1988

    سلامت و شاداب باشین همیشه انشاله از دستپخت شما در قنادی و آشپزی بهره ببریم

    سلامت و شاداب باشین همیشه انشاله از دستپخت شما در قنادی و آشپزی بهره ببریم
  5. ALIREZA.F.1988

    مشاعره با نام کاربر قبلی

    معلمی و عشق در کلامت می بارد مطهری و من به تو می بالم
  6. ALIREZA.F.1988

    مشاعرۀ سنّتی

    درد ما را در جهان درمان مبادا بی‌شما مرگ بادا بی‌شما و جان مبادا بی‌شما
  7. ALIREZA.F.1988

    خوب اینا از اصفهان رفته بودن تهران برای دیدن عید هم رفته بودن

    خوب اینا از اصفهان رفته بودن تهران برای دیدن عید هم رفته بودن
  8. ALIREZA.F.1988

    الان دیگه تهرانی شدین و بریز بپاش دیگه اون رگ سوخته تهرانی ها هم که مهمون نوازن و حسابی به...

    الان دیگه تهرانی شدین و بریز بپاش دیگه اون رگ سوخته تهرانی ها هم که مهمون نوازن و حسابی به مهمونشون میرسن حالا باید اومد و دید البته یکی از آشناهای آشنای ما که اومده بود تهران منزل عمه گرامی ، براشون ماکارانی پخته بود :biggrin:
  9. ALIREZA.F.1988

    پس باید دعوت کنی ، بیام ببینم غذاتون خوشمزه هست یا نه

    پس باید دعوت کنی ، بیام ببینم غذاتون خوشمزه هست یا نه
  10. ALIREZA.F.1988

    مشاعرۀ سنّتی

    تا چراگاه فلک هست و غزالان نجوم دختر ماه بر این گله شبان خواهد بود
  11. ALIREZA.F.1988

    جدی؟ پس چرا کانال آشپزی داری؟؟؟ باید کانال قنادی بزنی

    جدی؟ پس چرا کانال آشپزی داری؟؟؟ باید کانال قنادی بزنی
  12. ALIREZA.F.1988

    مشاعرۀ سنّتی

    تا دل نشودعاشق دیوانه نمی گردد تانگذرد از تن جان جانانه نمی گردد
  13. ALIREZA.F.1988

    مشتری؟؟ مگه رستوران داری؟

    مشتری؟؟ مگه رستوران داری؟
  14. ALIREZA.F.1988

    مشاعرۀ سنّتی

    در دایره‌ای که آمد و رفتن ماست او را نه بدایت نه نهایت پیداست
  15. ALIREZA.F.1988

    حواستو خیلی جمع کن ، گشنت شد یوقتی نخوریشون

    حواستو خیلی جمع کن ، گشنت شد یوقتی نخوریشون
  16. ALIREZA.F.1988

    مشاعرۀ سنّتی

    فروغ ماه می‌دیدم ز بام قصر او روشن که رو از شرم آن خورشید در دیوار می‌آورد
  17. ALIREZA.F.1988

    مشاعرۀ سنّتی

    دردا و هزار درد دردا دردا کامروز ندارم خبری از فردا
  18. ALIREZA.F.1988

    مشاعرۀ سنّتی

    یار زیبا روی دستنبو به دستم داد و دستم بو گرفت وه چه دستنبو که دستم بوی دستنبوی دست او گرفت
  19. ALIREZA.F.1988

    آهان فکر کردم میخوای بزاریش توی کانال آب

    آهان فکر کردم میخوای بزاریش توی کانال آب
بالا