اینجا زاینده رود، بی هیچ آبی ، از آسمانش آتش می بارد، پل ها تشنه اند، ساحل گم شده، ماهیگیرانش کارت شارژ می فروشند ، چهارباغ سرفه می کند، بر کف دهانه های ۳۳ پل پر از سرنگ،
هیچ آوازی زیر خواجو نیست ،
این اصفهـــــــــــان مــــــن نیست.
وقتی داری دلمو میشکونی به این فکر کن که چطوری جواب اشکامو بدی
وقتی داری بهم توهین میکنی به این فکر کن که فردا کی میخواد بهت توهین کنه
وقتی داری بهم دروغ میگی به این فکر کن از احمقیم نیست بهت چیزی نمیگم از سر ترحمه
اين روزا هرجا كه میرم
دارم به تو فكر مي كنم
عجیبش اینه
حالا جاهايی هم كه هيچوقت با تو نرفتم
واسم پر از خاطرات تو شده
چون اونجاها هم فکر میکنم کاش تو بودی........!
مادری ناراحت کنار پسرش نشسته بود،پسر به مادرش گفت: تو دومین زن زیبایی هستی که تو عمرم دیدم
مادر پرسید: پس اولی کیست؟
پسر جواب داد : خود تو ، وقتی که لبخند میزنی
چقــــدر
کــم تــــوقع شده ام
نه آغوشــت را مــے خواهــم،
نـــه یک بوســـه ،
نـــه دیگر بودنــت را !
... همیــن که بیایــــے و از کنــارم رد شـــوے کافیســت...!
مــــرا به آرامــش مــے رسانــد
حتـــے
اصطــکاک ســایه هایمان