اگ بیای که خوبه ولی بعید میدونم بتونیم همدیگرو ببینیم برای اینکه باید شرایط بیرون اومدن از خونه رو داشته باشم پوری نمیتونم زیاد بمونم باید برم فقط یه لحظه اومدم یه سری بهت بزنم
سلام عزیزم مجبور بودم نمیتونستم بیام روز تحویل پروژه افتاده جلو تر منم نصف کارام مونده تازه فردا باید برم دانشگاه از ساعت8 صبح تا 3 بعد از ظهر تو اون گرما بشینم سر کلاس
پوریا جان درستو خوب بخون اینقدرم حواست به من نباشه به درست فکر کن دوست دام شبت بخیر
در ضمن سعی کن برای انرژی به خودت متکی باشی همیشه همه نیستن که بهت بگن چیکار کنی بازم دوست دارم
میدونی پوریا اینقدر غصه خورده بودم که مثل نی شده بودم همه میگفتن مهناز تو چرا اینطوری شدی تازه یه چیزه دیگه دربارش میدونم که حتی شرمم میاد ازش حرف بزنم یعنی تو اگه جای من بودی میرفتی خودکشی میکردی ولی الان اوضاعم بهتر شده خیلی بهتر