نتایح جستجو

  1. omran1

    درهم

    نــان دادن کــار مــردان اســت... خواجه عبدالله انصاری فرمود: بدانکه، نماز زیاده خواندن، کار پیرزنان است و روزه فزون داشتن، صرفه ی نان است و حج نمودن، تماشای جهان است. اما نان دادن، کار مردان است... تجربه ... به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج می شد؛ به من گفت: نرو که بن...
  2. omran1

    درهم

    مــا دیگــر فقــیر نیســتیم خداروشکر ما دیگر فقیر نیستیم دیروز پزشک روستا گفت: چشمان پدرم پر از آب مروارید است! گـرگ صفــتان نــه صدایش را "نــازک" میکــرد ... و نــه دستــانش را "آردی" از کجــا بایــد به گرگ بودنش شک میکــردم؟!!! مـا دیگـر فقــیر نیســتیم آنگاه که غرور...
  3. omran1

    درهم

    گاهــی لازمــه آدما گاهی لازمه چند وقت کرکره شونو بکشن پایین یه پارچه سیاه بزنن درش و بنویسن : کسی نمرده فقط دلم گرفته آدم هـا بــرای هــم سـنگ تمـام مـی گـذارند آدم ها برای هم سنگ تمام می گذارند. اما نه وقتی که در میانشان هستی، نه... آنجا که در میان خاک خوابیدی؛ "سنگ تمام"...
  4. omran1

    درهم

    و من شاید؛ کمر شکسته ترین بودم...
  5. omran1

    درهم

    بیان عشق به روش متفاوت بیان عشق به روش متفاوت بیان عشق به روش متفاوت یک دانشجوي چینی عاشق يکي از دختران دانشگاهش مي شودو دوست داشت عشق خود را به شيوه ي جديدي بيان کند او به دختراني که در آن خوابگاه دانشجويي به سر مي بردند يک شکلات داد و از عده ای از آنها خواست تا رأس ساعت 8 شب چراغ اتاق...
  6. omran1

    درهم

    یه روز صبح روزنامه نگاری داشت می رفت سرکار ولی به خاطر تصادفی كه شده بود توی ترافیك گیر افتاده بود. اون وقتی دید ترافیکه و سر ساعت به محل کارش نمیرسه تصمیم گرفت همینجا كارش رو انجام بده و از تصادف یه خبر داغ تهیه كنه. جمعیت زیادی دور محوطه تصادف جمع شده بودن و این نشون میدادیه اتفاق خیلی بدی...
  7. omran1

    درهم

    یه افسر پلیس ماشین پرسرعتی رو متوقف می کنه. افسر می گه : من سرعت 80 مایل در ساعت رو برای ماشینتون ثبت کردم راننده می گه: خدای من، من ماشینو رو سرعت 60 مایل کروز کرده بودم. فکر کنم رادارتون نیاز به تنظیم داره. همسر مرد درحالی که داره بافتنی می بافه و سرش پایینه می گه: عزیزم لوس نشو. خودت...
  8. omran1

    درهم

    پسر به دختر : من پدرم پیره و 92 سالشه و به همین زودی ها میمیره و من پولدار میشم ! همسر من میشی ؟؟ دختر : نه !!! . . . . . . . . . . . . چند روز بعد پسر فهمید اون دختره شده مادر جدیدش نتیجه اخلاقی : هیچ وقت ایده هاتون رو به یک زن نگید !!!
  9. omran1

    >>> ماسون کیستت......فراماسونری چیستتتت

    ماسون ها و عقاید شرک آمیز مصر باستان ۱. نقوش اهرام ٬ مجسمه های ابوالهول و همچنین نوشته های هیروگلیف در سراسر لژهای ماسونی به چشم می خورد ۲. دعاهایی که ماسون ها می خوانند مملو از عبارات مصری است که در زمان فراعنه از آنها استفاده می شده است . مثل: مَعَت نِب...
  10. omran1

    درهم

    رفتم گفتم از "خیرش "می گذرم... شنیدم که زیر لب گفت از "شرش"خلاص شدم...بی انصاف کافه چی...قهوه بیار...تلخ تلخ...دروغاش انقد شیرین بود که دلمو زد دل را بدنام نکنید! انچه بعضی ها در سینه دارن کاروانسراست . نه (دل)...! از من جدا شد و گفت :کار خداست... مانده ام مگر خدای او خدای من هم نبود...
  11. omran1

    درهم

    بغض راه گلومان را بغض می بندد و راه چشم را خیمه ی اشک .... تنها می دانیم که وقتی با تو آمدیم ٬ گم نمی شدیم در نگاه مردم... می گفتی گاهی برای بودن باید رفت... پس من می روم ... اما... جا مانده است چیزی جایی که هیچ گاه دیگر هیچ چیز جایش را پر نخواهد کرد... نمی دانم...
  12. omran1

    درهم

    قلب شیشه ای شیشه ای می شکند یک نفر می پرسد..؟ .چرا شیشه شکست!!؟ مادری می گوید... شاید این رفع بلاست یک نفر زمزمه کرد ...باد سرد وحشی مثل یک کودک شیطان آمد شیشه ای پنجره را زود شکست. کاش امشب که دلم مثل آن شیشه ی مغرورشکست عابری خنده کنان می آمد... تکه ای...
  13. omran1

    درهم

    رهگذر خواستم همسفر قلبم باشی نه یک رهگذر بی وفا! پیش خود می گفتم تویی نیمه گمشده من، اما بعد فهمیدم که هم تو را گم کرده ام هم نیمه ی دیگر خودم خواستم خزان زندگی ام را بهاری کنی ، بهار نیامد و همیشه زندگی ام رنگ پریشانی داشت به ظاهر قلبت عاشق بود و مهربان ، اما انگار درونت حال و هوای پشیمانی...
  14. omran1

    درهم

    دیگر مهم نیست روزی آمد که دل بستم به تو،از سادگی خویش دل بستم به قلب بی وفای تو روزها میگذشت و بیشتر عاشقت میشدم، یک لحظه صدایت را نمیشنیدم غرق در گریه میشدم روزی تو را نمیدیدیم از این رو به آن رو میشدم! گفتی آنچه که میخواهم باش ، از آنچه که میخواستی بهتر شدم گفتی تنها برای من...
  15. omran1

    درهم

    تکه های سوخته عاشقی بودم دیوانه و برای خودم عالمی در سر داشتم عالم رویایی و دیوانگی مثل من کسی عاشق نبود ، عاشق تو و قلبت . مثل من کسی نبود که شب و روز به یاد عشقش باشد و لحظه هایش را با چشمان خیس بگذارند. این من بودم که اینهمه تو را از ته دل دوست داشتم تو را بعد از خدای خویش می پرستیدم...
  16. omran1

    موفق باشی و شبت خوش

    موفق باشی و شبت خوش
  17. omran1

    این کار اگه بابام سرمایه در اختیار من قرار بده از همه چیز بهتره تو چکار میکنی؟

    این کار اگه بابام سرمایه در اختیار من قرار بده از همه چیز بهتره تو چکار میکنی؟
  18. omran1

    ساخت ساز اونجوری فکر کنی نیست یه خونه ویلایی داریم که دارم طبقه بالا رو درست میکنم و اگه بابا...

    ساخت ساز اونجوری فکر کنی نیست یه خونه ویلایی داریم که دارم طبقه بالا رو درست میکنم و اگه بابا اجازه بده بفرشم دیگه میرم تو کار ساخت ساز
بالا