ئه حالا که به من رسیدی وقتت پرشد!!!:surprised: نخیر من گوشم به این حرفا بدهکار نیست همین روزاست که یه عکس برات بفرستم کارهاتو برس بعد نگو وقت ندارم:)
نخیر این آدمایی که بویی از انسانیت نبردن اشک تمساح میریزن آلبته دور از شما و هفت جد و آبادتون باشه:w16:
آره بابا میدونم گردن درد گرفتی ازبس سرتو...
فوتوشاپ!!! این بچه عینه واقعیت را داره میگه:D
مرسی مرسی :)
عجب فقط اونا هستن که اشک تمساح را میتونن درک کنن:biggrin:
بچه مظلوم نه بابا اینجا هر چه قدر هست پسر بچه اونم چی شر و شیطون:D
آره ببین 5 ماهشه یا شایدم کمتر تو صندلیش چه دستی میزنه چه میخنده:D شهاب تو راه افتادی چی شدی؟
اکسیژن زیادی دیدم اینجا گفتم بکشم:confused:
فکر کن از دست تمساح ها تونستی بیای اینجا چه درسی بهشون دادی شهاب که اینطوری ساکت هستن؟:surprised:
عجب ، نمونش را ما اینجا نداریم چون درسته بچه ندارم ولی بچه...
آره خوب بازی میکنی با جمله های من بعد میگی مظلومی اونم از جانب من، آخه این بچه کجاش مظلومه؟:D
آخیش سیگارم دارم میکشم:w18:
تو اتاق تمساح ها نیستی؟:surprised:
والا دیدیم بچه چشمش خاکستری و طوسی آب نفتی به قول تو باشه بعد به مرور تغییر کنه مشکی بشه ولی برعکسشش را ندیدم:confused::D