ثانیه ها، ساعت ها، روزها، هفته ها،ماه ها و سال ها خواهد گذشت از آن روز
اما ايمان دارم که روزي به این اتفاق لبخند ميزنم
شکرت خدا
.
.
.
پ.ن: هوای طوفانیِ دریای دلم آرام شده!! اما همچنان غروبش دلگیرتر از قبل است!
عاغو ما شانسمون اینه یا همه دوستام تک فرزندن یا دادا ندارن:دی بعد همشون میگفتن نفیس اگه داداش داشتیم تورو برا داداشمون میگرفتیم:| این جور موقع ها فوشم بدن راحت تر با قضیه کنار میام تا اینو بهم میگن:|
اذری هستن. 22 اذر به دنیا اومدن
بذار مادر عکسارو تا دوستان اشکال گیری کنن که وقتی پیشنهاد دادم...
حلما اومده تهران و من بیقرار تر و بی حوصله تر از همیشه:w46:
-----------------
چرا نمیای سحر؟! البته اگه بیای من میرم
ولی تا نرفتم بیا شاید دیگه نباشم:|
راستی سحر سبزی عید درست کردی؟
من فراموش کردم:|
یعنی چون موقعیتم خاص بود فراموش کردم. گفتم درست کنم باسه کی؟! باسه در و دیوار اتاق:|
کی بیاد اون روز برم و دیگه نیام! یعنی میشه!!:hypocrite:
یه آدم بی دقت بازیگوش... اصلا هم پشتکار ندارم:|
خدا آخرش رو ختم بخیر کنه...:)
-----
برای من باید نوشت یه ادمی که زیادی احساس داره
اگه یکم خواستین بیاین ازم بگیرین من دیگه حوصله این همه احساسو ندارم:huh: