You are using an out of date browser. It may not display this or other websites correctly.
You should upgrade or use an
alternative browser.
-
دی...
آره.....همون غرفه که خیلی شلوغ بود همه کف میزدن میگفت عطار بیا عطار بیا.... پس رونمایی کتاب تو بود....
دیییییییییییی
-
آخجوووووووووون..پس دلت سوخت...دی
-
مرسی داداشم...
خیلی خوشحال شدم که بودی.... خیلییییییییییییییییییی
مواظب خودت باش....
-
دوساعت؟؟؟ چرا دو ساعت!!!
من 30 مین طول کشید تا رفتم!!! دیییییییییی ...دلت بسوزه.....
-
مرسی...
تبعیض؟؟؟
خب تو هم میتونستی بیای....راهش که طولانی نبود... تنبل.....دی
نه..خیالت راهت...مو داره یه عالمه..
-
اون دو تا اولی ها خیلی ملوس بودن.... فسقلی های خوشمزه...
مرسی
-
نمایشگاه خوب بود...
من یه کم حالم بد شد از گرما زود برگشتیم..
آره..خوب بود...
نخیر..کلی هم مو داشت...دی
-
بلهههههههههههههه
هم خوبم... هم نمایشگاه رفتم.... شنبه....
زوینا رو هم دیدم!!!!
-
سلاااااااااااااااااام
بله.... خوبی تو؟
معلومه که یادمه....
چطوریییییییییی؟
-
وای چه نازه این عکس...
مرسییییییییییییییی
-
امیدوارم همیشه روی شانس باشی...
[IMG]
-
سلاممممممممممم داداش....
بالاخره من بودم توهم بودی...
خوبی؟
-
خواهش میکنم داداش جونم...
قابلی نداشت... به عکسای قشنگ تو که نمیرسن...
-
-
-
-
-
-
خواهش میکنم داداشم....
قابلی نداشتن..
چه بچه های خوشملی.... مرسی....
-
ممنون زوینا جان برای عکسا..[IMG]