لیلی می دانست که مجنون نیامدنی ست .اما ماند. چشم به راه و
منتظر.هزارسال .
لیلی راه ها را آذین بست و دلش را چراغانی کرد .مجنون
نیامد.
مجنون نیامدنی ست خدا از پس هزار سال لیلی را می نگریست .
چراغانی دلش را .چشم به راهی اش را .
خدا به مجنون گفت نرود .مجنون حرف خدا را گوش می گرفت .
خدا ثانیه...