نتایح جستجو

  1. محدثه یوسفی

    گریه کن ای دل..........

    عاشق نشدیم و دلمان بیکار است بیچاره دلی که اینقَدَر بی عار است! از من به تمام دخترانِ عالم گویید... ازچار طرف دورِ دلم دیوار است !! . . امشب غزلی برایِ او خواهم گفت پیمانه به کف سبو سبو خواهم گفت اینقدر برایِ من تو شیرین شده ای ..... کز عشقِ تو شیرین چو لبو خواهم گفت!! . . دلبر ،...
  2. محدثه یوسفی

    ** براي من نوشتي براي تو نوشتم**

    مثلِ من گاهی دلت یادِ جوانی میکند؟ با همان شورِ جوانی زندگانی میکند؟ رفته ای و سالها از رفتنت گذشت و عشق بر منِ دیوانه دارد پاسبانی میکند تازه با اندوهِ من یک عمر داری فاصله اشکِ من دارد برایت جانفشانی میکند دیشب از لبهای تو یک لقمه را برداشتم ساده لبهایِ تو از من میهمانی میکند...
  3. محدثه یوسفی

    ** براي من نوشتي براي تو نوشتم**

    مارا بگذار عشقِ من جای خودت یعنی که بپوش کفشِ من پایِ خودت اینطور به جرم آنکه میداری دوست شاید بزنی شبی تو رگهای خودت . . یکشب سرِ من میانِ بازو نگرفت یا اینکه سرم برویِ پهلو نگرفت این چند هزارمین شب بیداریست اما چه کنیم ...... یارو نگرفت . . امروز دلم حس عزیزی دارد دیوانه چه ظاهر تمیزی...
  4. محدثه یوسفی

    تمامِ کمد ها را زیر و رو می کنم ... لباس های بهاری ، بارانی ها ... پالتوها را می پوشم ، شال...

    تمامِ کمد ها را زیر و رو می کنم ... لباس های بهاری ، بارانی ها ... پالتوها را می پوشم ، شال گردنم را می بندم ... اما هنوز هم در سینه ام ، سوز می آید ... انگار هیچ لباسی جز آغوشت ، گرمم نمی کند ! [IMG]
  5. محدثه یوسفی

    [IMG]

    [IMG]
  6. محدثه یوسفی

    اگه الان ی شاخه گل داشتی به چه کسی هدیه میدادی؟؟

    به کسی بم آرامش بده،الان خیلی اعابم خرده:(
  7. محدثه یوسفی

    شتری که در خونه هر کسی می خوابه [سربازی]

    پس بببینید چقد بهتون لطف کردیم:) آوردیم زمین شما رو تا صفا کنید باس هر وقت خانومتونو میبینید مث آواتارتون واسش احترام نظامی بذارید:) حالا ب ما خانوما افتخار کنید:)
  8. محدثه یوسفی

    شب عاشقان بيدل، چه شبي دراز باشد تو بيا کز اول شب، در صبح باز باشد عجب است اگر توانم، که سفر کنم...

    شب عاشقان بيدل، چه شبي دراز باشد تو بيا کز اول شب، در صبح باز باشد عجب است اگر توانم، که سفر کنم ز دستت به کجا رود کبوتر، که اسير باز باشد؟ ز محبتت نخواهم، که نظر کنم به رويت که محبت صادق آن است که پاکباز باشد به کرشمه عنايت، نگهي به سوي ما کن که دعاي دردمندان، ز سر نياز باشد سخني که نيست طاقت،...
  9. محدثه یوسفی

    خلوتی با خدا

    صبح یک روز دل انگیز بهاری بانوی آسمان آبی خدا چشمهای خفته در خوابم را با نوازشی لطیف بیدار میکند.....طلوع این ملکه آسمانی هیچگاه به روی دیدگانم جلوه گر نشده.....برایم لحظه ای تحسین بر انگیز خواهد بود اگرآن دم که لمس لطیف بودنش در قلب آبی آسمان تجلی میگردد .....در رویای آرام خواب غرق...
  10. محدثه یوسفی

    کوچه های تنهایی

    فروغ............................ صبح یک روز دل انگیز بهاری بانوی آسمان آبی خدا چشمهای خفته در خوابم را با نوازشی لطیف بیدار میکند.....طلوع این ملکه آسمانی هیچگاه به روی دیدگانم جلوه گر نشده.....برایم لحظه ای تحسین بر انگیز خواهد بود اگرآن دم که لمس لطیف بودنش در قلب آبی آسمان تجلی میگردد...
  11. محدثه یوسفی

    عشق یا غیر عشق

    عاقاساسین نظرتو میپسندم نظره خودمم میپسندم:)
  12. محدثه یوسفی

    زمزمه های عاشقانه

    باید آهسته نوشت با دلی خسته نوشت گرم و پر رنگ نوشت روی هر سنگ نوشت تا بدانند همه که : اگر دوست نباشد ، دل نیست !!!!!!!! آن روز ها صدای تو در گوشم می پیچید و خوابم می کرد این شب ها صدای تو در دلم می پیچد و بیدارم می کند
  13. محدثه یوسفی

    معماری با مصالحی از جنس دل

    دلم گرفته، اي دوست!... دلم گرفته اي دوست! هواي گريه با من گر از قفس گريزم، كجا روم، كجا من؟ كجا روم؟ كه راهي به گلشني ندانم كه ديده برگشودم به كنج تنگنا، من نه بسته‌ام به كس دل، نه بسته دل به من كس چو تخته پاره بر موج، رها، رها، رها، من ز من هر آن‌كه او دور، چو دل به سينه نزديك به من هر آن‌كه...
  14. محدثه یوسفی

    ** براي من نوشتي براي تو نوشتم**

    تو تنها باش و من تنهای تنها که دارم وقت تنهایی سخن ها نگاه عاشقم تا آسمانهاست مرا تا عرش اعلا نردبان هاست نماز خلوتم را صد قنوت است کلام شعر تنهایی سکوت است
  15. محدثه یوسفی

    برای تو می نویسم

    یادش بخیربچگیا، شیطونیا، تموم پنهون کاریا بازی گرگم به هوا، کباب کباب، تموم اسباب بازیا لوس شدنا، خندیدنا، دوس داشتنی های راستکی عیدی گرفتن ازهمه ، پول توجیبی، بستنیای آبکی یادش بخیرمادربزرگ، با قصه های جورواجور حرف زدن ازگذشته ها، اززمونای خیلی دور یادش بخیراون زمونا خنده هامون راستکی بود گریه...
  16. محدثه یوسفی

    دل نامه یا نامه دل

    عشق یعنی خاطرات بی غبار دفتری از شعر و از عطر بهار عشق یعنی یك تمنا , یك نیاز زمزمه از عاشقی با سوز و ساز عشق یعنی چشم خیس مست او زیر باران دست تو در دست او عشق یعنی ماتهب از یك نگاه غرق در گلبوسه تا وقت پگاه عشق یعنی عطر خجلت ....شور عشق گرمی دست تو در آغوش عشق عشق یعنی...
  17. محدثه یوسفی

    *** ♥♥♥ در خلوت احساس ♥♥♥ ***

    عشق یعنی خاطرات بی غبار دفتری از شعر و از عطر بهار عشق یعنی یك تمنا , یك نیاز زمزمه از عاشقی با سوز و ساز عشق یعنی چشم خیس مست او زیر باران دست تو در دست او عشق یعنی ماتهب از یك نگاه غرق در گلبوسه تا وقت پگاه عشق یعنی عطر خجلت ....شور عشق گرمی دست تو در آغوش عشق عشق یعنی...
  18. محدثه یوسفی

    جمله های كوتاه با يك دنيا معنا

    خنده بر لب می زنم تا کس نداند راز من ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت !
  19. محدثه یوسفی

    رد پای احساس ...

    دلم رفت و دگر جانی نمانده به ابر دیده بارانی نمانده ببین این حال و احوال خرابم بجز درد و پریشانی نمانده
  20. محدثه یوسفی

    عشق یا غیر عشق

    تو را می خواستم تا در جوانی نمیرم از غم بی هم زبانی غم بی هم زبانی سوخت جانم چه می خواهم دگر زین زندگانی؟
بالا