[IMG]
زیباییهای دنیا... بیشتر از وسعت شادی های من بود
من هر لحظه از زندگی را عاشقانه لبخند میزدم ...
خوشبختی را از روزگار زیرکانه قرض می گرفتم ...
تمام نمی شد... کم نمی آمد! و دلم به خوبی ها و قشنگی های زندگی ... خوش بود.
ولی از زمانیکه تک درخت مه گرفته انتهای دشت... همه دغدغه من شد
نمی دانم...