نتایح جستجو

  1. .Soheil

    http://www.www.iran-eng.ir/member.php?u=236046 از کی تا حالا ناناز شدی آبجی؟

    http://www.www.iran-eng.ir/member.php?u=236046 از کی تا حالا ناناز شدی آبجی؟
  2. .Soheil

    شاید فردا دیر باشد

    ان شا الله + ایشالا =ایشالله:w25:
  3. .Soheil

    شاید فردا دیر باشد

    الان احساسات بر من غلبه کرده بابا بزرگ یکی یدونه ای اونم کارخونه دیده جنس بنجول شده همون بدونه زده:w25:
  4. .Soheil

    شاید فردا دیر باشد

    چیطوری بابا بزرگ کی میمیری ایشالا حلواتو بخوریم؟:w25:
  5. .Soheil

    [IMG]بای

    [IMG]بای
  6. .Soheil

    اگه میخوای گله شکار کنی بیا بدم .......دندونا رو تیز میکنه !

    اگه میخوای گله شکار کنی بیا بدم .......دندونا رو تیز میکنه !
  7. .Soheil

    شاید فردا دیر باشد

    جالبه خودم این تاپیکو دیدم تعجب کرد:w25: من یادم نمیاد این تاپیکو زده باشم:w25: اووووووووووق چه تاپیک مسخره ای:w25: ..........................................................:w25: .............................................................:w25:
  8. .Soheil

    آره با شامپو بابونه صحت!

    آره با شامپو بابونه صحت!
  9. .Soheil

    [IMG]

    [IMG]
  10. .Soheil

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    آرامش بخیلی بود که هرگاه درمی به دست می آورد ، آن را در کیسه ای می نهاد و می گفت : ای درم تو بسیار مردم دیده ای و بسیار ناکسان را بزرگ و با قدر کرده ای و بسیار بزرگان را به زمین فرو برده ای ، اکنون به جایی افتاده ای که آفتاب بر تو سایه نتوان انداخت. بیارام و قرار بگیر که تو را از اینجا تحویل...
  11. .Soheil

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    لرد ما (عمره فدای )داشت جریان خون در بدن را به پژمان(ارواحنا فداه) و آتوسا درس مى‌داد. براى این که موضوع براى این دو عزیز دل روشن‌تر شود گفت : بچه‌ها! اگر من روى سرم بایستم، همان طور که مى‌دانید خون در سرم جمع مى‌شود و صورتم قرمز مى‌شود. آتوسا گفت: بله لرد ادامه داد: پس چرا الان که ایستاده‌ام...
بالا