آخه بار اولم نیستم بار پنجم ششم هست که اینجوری میشم، ولی همش تو دلم نگه میدارم یا اینقدر تابلو میکنم پیش اینو اون آخرش هم همه چی خراب میشه در حالیکه در واقعیت هیچ اتفاقی نمیوفته...
وقتی شبها طولانی شدند؛
و جاده خیلی دراز بود؛
و اون موقع که فک میکنی
عشق فقط واسه خوش شانسها و پولداراست؛
فقط یه لحظه یادت بیاد که
تو زمستون ، اون ته عمق برفا
یه دونه خوابیده که
با مهربونی خورشید
تو بهار
تبدیل به یک گل سرخ میشه.
"وست لایف"
اختیارات انسان تابع جبری هست که باهاش آفریده شده. پس نمیشه گفت اختیار هست.
کاش اونجوری بود و خنده دار بود نه اینکه الان اینجوری هست و گریه دار واسه خیلیا