هنوز بوي تو از سمت عشق مي آيد
نگاه كن كه چه بيهوده آرزومندم
به احتمال بعيدي چگونه دل بستم
چه ساده ام كه به لبخند سايه پابندم
به احترام نگاهي كه شعله شعله مرا
ميان آتش شرم و گناه مي سوزد
به لحظه لحظه ي يك انتظار طولاني
كه چشم هاي مرا روي راه مي دوزد
نشسته ام كه بگويم هنوز يادم هست
كه بي تو رسم...