ما ز یاران چشم یاری داشتیم .............خود غلط بود آن چه ما پنداشتیم ............... تا درخت دوستی برگی دهد .....حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم .........گفت و گو آیین درویشی نبود......... ور نه با تو ماجراها داشتیم ..........شیوه چشمت فریب جنگ داشت......... ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم...