صبح پنجشنبه بود. آرام و ساکت، تهی از همهمه های هر روزه، به آرامش شما که قصه بلند امروز و فردا را گوش سپرده اید.
ببخشید، عزیزانم، اگر در میانه ی روایت این روز صبوری از کف دادم، ببخشید اگر در میانه ی قصه، ذرات خاک بقیع و همه خفتگان آرام این مزارستان خاموش شیون زدند و ام کلثوم، پریشان تر از موی...