نتایح جستجو

  1. Comet1986

    پیغام دوست قسمت سوم : (اين وقت شب، مهمون آشنا؟) [IMG]

    پیغام دوست قسمت سوم : (اين وقت شب، مهمون آشنا؟) [IMG]
  2. Comet1986

    پیغام دوست قسمت سوم : (اين وقت شب، مهمون آشنا؟) [IMG]

    پیغام دوست قسمت سوم : (اين وقت شب، مهمون آشنا؟) [IMG]
  3. Comet1986

    پيغام دوست

    پيرمرد انگار كه از تاريكى اتاق ترسيده باشد كز كرد. پشيمان از اين سفر اجبارى به اصفهان و مدرسه باقريه كه حيدر آنجا درس مى ‏خواند، چشمانش را بست. اما مى ‏دانست در آن سرما به خواب نمى ‏رود. حيدر با خاموش شدن آخرين روزنه نور اتاق حس كرد در تاريكى راحت ‏تر مى‏ تواند گريه كند. از شدّت سرما و...
  4. Comet1986

    پیغام دوست قسمت دوم : (چراغ با آخرين رمق در برابر تاريكى مقاومت مى‏ كرد) [IMG]

    پیغام دوست قسمت دوم : (چراغ با آخرين رمق در برابر تاريكى مقاومت مى‏ كرد) [IMG]
  5. Comet1986

    پیغام دوست قسمت دوم : (چراغ با آخرين رمق در برابر تاريكى مقاومت مى‏ كرد) [IMG]

    پیغام دوست قسمت دوم : (چراغ با آخرين رمق در برابر تاريكى مقاومت مى‏ كرد) [IMG]
  6. Comet1986

    پیغام دوست قسمت دوم : (چراغ با آخرين رمق در برابر تاريكى مقاومت مى‏ كرد) [IMG]

    پیغام دوست قسمت دوم : (چراغ با آخرين رمق در برابر تاريكى مقاومت مى‏ كرد) [IMG]
  7. Comet1986

    پیغام دوست قسمت دوم : (چراغ با آخرين رمق در برابر تاريكى مقاومت مى‏ كرد) [IMG]

    پیغام دوست قسمت دوم : (چراغ با آخرين رمق در برابر تاريكى مقاومت مى‏ كرد) [IMG]
  8. Comet1986

    پیغام دوست قسمت دوم : (چراغ با آخرين رمق در برابر تاريكى مقاومت مى‏ كرد) [IMG]

    پیغام دوست قسمت دوم : (چراغ با آخرين رمق در برابر تاريكى مقاومت مى‏ كرد) [IMG]
  9. Comet1986

    پیغام دوست قسمت دوم : (چراغ با آخرين رمق در برابر تاريكى مقاومت مى‏ كرد) [IMG]

    پیغام دوست قسمت دوم : (چراغ با آخرين رمق در برابر تاريكى مقاومت مى‏ كرد) [IMG]
  10. Comet1986

    پیغام دوست قسمت دوم : (چراغ با آخرين رمق در برابر تاريكى مقاومت مى‏ كرد) [IMG]

    پیغام دوست قسمت دوم : (چراغ با آخرين رمق در برابر تاريكى مقاومت مى‏ كرد) [IMG]
  11. Comet1986

    پیغام دوست قسمت دوم : (چراغ با آخرين رمق در برابر تاريكى مقاومت مى‏ كرد) [IMG]

    پیغام دوست قسمت دوم : (چراغ با آخرين رمق در برابر تاريكى مقاومت مى‏ كرد) [IMG]
  12. Comet1986

    پیغام دوست قسمت دوم : (چراغ با آخرين رمق در برابر تاريكى مقاومت مى‏ كرد) [IMG]

    پیغام دوست قسمت دوم : (چراغ با آخرين رمق در برابر تاريكى مقاومت مى‏ كرد) [IMG]
  13. Comet1986

    پیغام دوست قسمت دوم : (چراغ با آخرين رمق در برابر تاريكى مقاومت مى‏ كرد) [IMG]

    پیغام دوست قسمت دوم : (چراغ با آخرين رمق در برابر تاريكى مقاومت مى‏ كرد) [IMG]
  14. Comet1986

    پیغام دوست قسمت دوم : (چراغ با آخرين رمق در برابر تاريكى مقاومت مى‏ كرد) [IMG]

    پیغام دوست قسمت دوم : (چراغ با آخرين رمق در برابر تاريكى مقاومت مى‏ كرد) [IMG]
  15. Comet1986

    پيغام دوست

    مقاومتش خيلى كم‏تر از او بود و سن و سال و بنيه ضعيفش، او را در برابر سرما كم طاقت كرده بود. حيدر اما شرمسار و ناچار، سرش را زير لحاف كرد. از شدت سرما دندانهايش به هم مى ‏خورد و نمى‏ دانست شب بلند زمستانى را چطور بدون خاكه زغال و آتش به صبح برساند. پشيمان از ماندن در مدرسه و آشفته از رنج پدرش...
  16. Comet1986

    [IMG] سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت تنم از واسطه دوری...

    [IMG] سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت آشنایی نه غریب است که دلسوز من است چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت خرقه...
  17. Comet1986

    [IMG] سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت تنم از واسطه دوری...

    [IMG] سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت آشنایی نه غریب است که دلسوز من است چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت خرقه...
  18. Comet1986

    [IMG] سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت تنم از واسطه دوری...

    [IMG] سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت آشنایی نه غریب است که دلسوز من است چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت خرقه...
  19. Comet1986

    [IMG] سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت تنم از واسطه دوری...

    [IMG] سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت آشنایی نه غریب است که دلسوز من است چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت خرقه...
  20. Comet1986

    [IMG] سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت تنم از واسطه دوری...

    [IMG] سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت آشنایی نه غریب است که دلسوز من است چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت خرقه...
بالا