نتایح جستجو

  1. A

    داستان هاي كوتاه

    عشق، ثروت و موفقیت عشق، ثروت و موفقیت عشق، ثروت و موفقیت ******************** خانمی ۳ پیر مرد جلوی درب خانه اش دید. - شما را نمی شناسم ولی اگر گرسنه هستید بفرمایید داخل. اگر همسرتان خانه نیستند، می ایستیم تا ایشان بیایند. همسرش بعد از شنیدن ماجرا گفت: به داخل دعوتشان کن. بعد از دعوت...
  2. A

    داستان هاي كوتاه

    شیوانا و معرفت ****************** شیوانا را به دهکده ای دور دست دعوت کردند تا برای آنها دعای باران بخواند. همه مردم ده در صحرا جمع شده بودند و همراه شیوانا دست به دعا برداشتند تا آسمان بر ایشان رحم کند و باران رحمتش را بر زمین های تشنه ایشان سرازیر نماید. اما ساعتها گذشت و بارانی نیامد. کم کم...
  3. A

    داستان هاي كوتاه

    داستانک های خواندنی داستانک های خواندنی ابلیس نمی دانم دوستت داشتم یا نه؟ گفتی برو! باور نکردم. اما خشم تو ساده نبود. گفتی برو! انگار محکم تر از همیشه بود. مهربانیت رنگ باخت.گفتم به خاطر یک موجود خاکی رهایم می کنی؟ سکوت کردی. گفتی برو! فریاد زدم نگاهم کن… نگاهم نکردی. نمی دیدمت دلم نمی...
بالا