ای شمایان درمن !
ازشمایان درمن کیست که با خورجینی سرشار ازخاموشی
سفری دیگر را
دربی واژگی دیدار
آماده ست ؟
کیست ؟
کیست ؟
رفتن است این آیا ،
یارانده شدن است ؟
آرزوی یک کودک سرطانی در یک نقاشی
ی کاش همۀ بچه های دنیا سالم بودند و ای کاش همه از اول مو نداشتند تا هنگام مریضی بی مو نشوند. (آرمین اکبرپوران پس از دو سال مبارزه با سرطان در مهرماه ۱۳۸۷ آرام گرفت)
غم موهایم را داشتم که یکدست و لخت نیست که میریزد
وچقدر ناسپاسی ات کردم
وندیده بودم کودکی که موهایش را شیمی درمانی برده است ولی ایمانش به تو ازمن بیشتراست ومیخندد
ومیخند وراضیست به رضای تو
ومن
.
.
.
چه ناسپاسم
نظر لطفته . میدونم .
اما بعد از مهدی اون بچه یک جورایی برام یادگار مهدی به حساب میاد. از خودخواهیه یا اینکه میخوام یاد مهدی برام زنده بمونه نمیدونم اما میخوام تا جاییکه میتونم خودم اینکارو کنم. احساس میکنم اینو به مهدی مدیونم .
باشه حامد جان . سپاس عزیز:gol::gol:
اگر خودم نتونستم بهت میگم. اما داداش مهدی قبول کرده هر چی کم داشتم اون بپردازه . امیدوارم احتیاج نباشه و خودم از پسش بر بیام:heart::gol: