راستی آقای کیامیری زنگ زد به من . گفت که اگه می تونیم واسش کتابه کریستالش رو ( همونی که بهمون داده بود خوندید شما ) بفروشیم . منم گفتم باشه با مجلمون می فروشیم. فقط مونده که باهاش هماهنگ کنیم. البته گفت این جمعه تا جمعه ی دیگه ایران نیست
سلام همکلاسیه عزیز. نه من از دستت ناراحت نیستم . ولی شما هم خسته میشی بد جوری عصبانی میشی ها . سرم داد زدی:w00::w00:
این داد زدنه منم به اون در .
حالا آشتی شدم.:w11: