دوستی به من
یک نهنگ هدیه داد
یک نهنگ ِ غول پیکر ِ عجیب
یک نهنگ ِ مهربان ِ ساده ی نجیب
یک نهنگ را ولی کجا می شود نگاه داشت
توی حوض و تُنگ که نمی شود نهنگ را گذاشت
هیچ جا نداشتم
آخرش نهنگ را ، توی قلب خود گذاشتم !
جا نبود !
تُنگ ِ قلب ِ کوچکم شکست
زیر ِ رقص ِ باله های ِ آن نهنگ ِ مست
سالهاست
تُنگ...
دوستی به من
یک نهنگ هدیه داد
یک نهنگ ِ غول پیکر ِ عجیب
یک نهنگ ِ مهربان ِ ساده ی نجیب
یک نهنگ را ولی کجا می شود نگاه داشت
توی حوض و تُنگ که نمی شود نهنگ را گذاشت
هیچ جا نداشتم
آخرش نهنگ را ، توی قلب خود گذاشتم !
جا نبود !
تُنگ ِ قلب ِ کوچکم شکست
زیر ِ رقص ِ باله های ِ آن نهنگ ِ مست
سالهاست
تُنگ...
:w05:به خاطرهمین گفتم لذت میبرم ازینکه کسی که دلش پرمیکشه برامولا ازراه دوربیاد زیارت
کارهاتون رودرست کنین و اگه شده برای داغون شدن...برین حرم///باشه؟!:w05:
کودکی که لنگه کفشش را امواج از او گرفته بود روی ساحل نوشت:
دریا دزد کفشهای من
مردی که از دریا ماهی گرفته بود نوشت:
دریا سخاوتمندترین سفره هستی
موج آمد و همه جملات را شست و تنها برای من این پیغام را باقی گذاشت:
برداشتهای دیگران در مورد خودت را در وسعت خویش حل کن تا دریا باشی:love:
کودکی که لنگه کفشش را امواج از او گرفته بود روی ساحل نوشت:
دریا دزد کفشهای من
مردی که از دریا ماهی گرفته بود نوشت:
دریا سخاوتمندترین سفره هستی
موج آمد و همه جملات را شست و تنها برای من این پیغام را باقی گذاشت:
برداشتهای دیگران در مورد خودت را در وسعت خویش حل کن تا دریا باشی