احوال کاکام؟؟؟
بهزادی جونم خوبی؟؟؟خوبم
چه خبرا؟؟؟کوژایی؟؟؟
دلم برا پیج ترکونی هامون تنگولیده...خواستم بچه ها رو جمع کنم به یاد قبلنا بیاییم پیجتو بترکونیم...بعد بهت بگم بهزادی چوله:دی....
کسی نبود...همه رفته بودن افطار
دلمان برایت تنگول بشده بود...گفتیم بیاییم احوالت را بپرسیم آخاهه...
یه وخت...