مریم جان نجور دییم=چجوری بگم؟
من بابت همانندی در دو نوشته ام که یکی از انها نسبت به خودت بود معذرت میخوام.. این دلیل این نیست که من مثل آدمای یه چشم باشم و همه چیز رو یه مدل ببینم.. پس این حس اینجا نمنه دی؟
منظورم این بود که من به شما توهین نکردم.. بلکه مجبور بودم..
واللا به توصیه تو من ازش...
من که عموی خوبی نیستم بابا..
ما که عمو نبودیم بابام
یادت رفته ؟
حج اوغلو نمیدونم حاجی اینا...
من ذاتا هیشکی رو نبرده بودم.. واقعیتش اونجا فقط کار بود و کار و دلم نمیخواست دوستان رو جایی ببرم که به زحمت بیفتند..
دودوت سواری بد نبود از هیچی بهتر بود..
میدونی که ملت ایران محکوم به شاکر بودن...
اوجور یه اسپیسر و یه فضا پر کن عالیه..
اوجور در لغت یعنی و اونجوری
و در معنا مثل مصرع دوم یه بیت میمونه.. فکر کن دارم از جایی صحبت میکنم که تو هم میشناسی و مثلا میگم: آره من رفتم اونجا و با خودم یه کیلو سیبزمینی و کلی ذغال بردم و اوجور..
الان دیگه تو ننوشته میفهمی که من اونجا چه بلایی سر این...
آره دیدم بابا..
آواتار رمزی برای شناختن سریعه..
من بالشخصه اخلاق پست زنی رو در مرحله اول ملاک قرار میدم و مستقیم در مورد چیزایی مثل پستونک یا حالت های مشکوکی که در اواتار مقابل باشه نظر نمیدم مگر اینکه چوخ نزدیک و یا خیلی ناراحت باشم..
ولی وای به روزی که کسی مخالف اواتارش رفتار کنه.. اونوقت مثل...
مریم خانم من شرمنده ام
به بزرگواری خودتون من رو ببخشید.
من حس مودب بودن و خاطره خوش گذاشتن برای کسی که ادعا میکنه داره میره رو در واژه "حسرت میخوردم در دیدن تایپک" قائم کرده بودم..
واژه ها رو انسان در اثر ممارست میلیون ساله کشف کرده و بنابراین بسیار نادر و کمند و استفاده از اونا در موقعیت های...
چرا دیدم من .. بعد هم رفتم گالری دورو دیدم
تو روحیه طبیعتی داری من روحیه مصنوعی و خشونت بار فرنگی..
وا... گوزل بود من کلی خوشحال شدم..اصلا ندیده بودم این مدلی فلش
اونقدر الان تو عرق و نمیدونم خاکو خل غرقم که هر چیزی غیر از خودم رو قشنگ میبینم..
ولی خداییش زیبا بود این مدلی فلش ندیده بودم.
مرسی ثنا جان
تایپیک نوت نه اواتار نوت مبارک ..
آللاه آللاه چوخ دوزلودو=خیلی بانمکه
یورقونسوز= خسته اید
وای اینا رو کی نوشته اینجا.من نوشتم یانی؟
شرمنده باز.
آره دیشب من بالاترین بودم و اونجا آدم چیزایی میبینه و حس میکنه که تو سایتای عادی قابل دیدن نیست..
نه من نخوردم سرما..یکی از دوستان خورده بود منم یه دفعه باهاش همدردی کردم..اوجور
خب منظورم از خودم این بود که خواستم خودم رو...
ایوای چه بد..
باشه به سلامت..
منم برم فردا باید کلی دودوت سواری کنم..
این کلمه"گلم" رو تورو خدا نگو نمیدونم چرا ولی یه جورایی برام مثل آهن مذاب میمونه.. خیلی کلمه غیر اون هست ها نه؟
مرسی شبت خوش..
من جز حقیقت چیزی نگفتم..
شاید اون بزرگوار درست گفته که شنیدن حرف حق تلخه.
زنده باشید..
من همچنان در تعجب خواهم موند و نوشته ام رودوباره خواهم خوند تا بزرگنماییهاش رو دوباره ببینم.. گرچه تاحالا چیزی توشون پیدا نکردم.