دستی می آید دست تو را می گیرد ...
تمام احساس را با آن دست تجربه می کنی ...
ناگهان آن دست می رود ...
برای گرفتن دستی دیگر
باز دستی دیگر آمد !
تو باورش نداری
اما او آنچنان امید وار به مهر توست
که تا ابد با تو می ماند ...
دستش رها می شود برای گرفتن مرگ ...
و تو آنگاه می فهمی دست چه کسی را...