سلام علیکم..
از خبر خوشی که دادید بسیار خوشحال شدیم .وامید واریم این انتقال , زمینه ای باشه برای ارتقا امکانات سایت, همسان با فروم های جهانی.
خسته نباشین و خدا خیرتون بده
خواهش میکنم بابام جان.. شرمندگی فقط مختص منه و هیچکس جز من نمیتونه ازین استفاده بیش از اندازه بکنه.. یاد خانم ارکی افتادم/چوخ اذیت شد/
تو حیاط منظورم ود و تو حیات هم بعضیا ناراحت میشن البته ناخوداگاه و از روی کج فهمیشون.. به من چه//
فتم که از دور این ترس به قول خودم مقدس وجود داره.. بد هم نیست...
اسحاق جان خوش باش.. وا... نمیشه و ممکن نیست اومدنم..
اینم بگم ها من بعد هر شادی و اونم اگه اینقدر مفرح باشه دچار غمی عجیب میشم..واسه همین اگه بتونم به عروسی و نینای نای ها کم میرم...
نه تو این نیستی حاج اوغلو.. فرشته مهربون دستش رو روت کشیده و الن یه پوست لطیف داری و میتونی گریه هم بکنی..
سلام از طرف مردی که در سایه ها میخزید و وقتی از سایه بیرون میومد حتما هوا ابری بود..
آقامن نتونستم چرا کاری بکنم؟ راهی پیدا نکردم.. شرمنده..
آقا چه خبر در شهر؟ زندگی غیر از اون قسمت های تکراریش چی داره؟ با تکراریاش هم میشه خوش بود؟ مگه قراره اینقدر باید شاکر باشیم!!
آقا منتظر اینیم که با توجه...