وقتي دلم مي گيرد
احساس مي كنم دلش مي خواهد فرياد بزند همه ي درد هاي وجودش را
اما ...
وقتي سكوت مي كنم تا فرياد زند دردش را
خاموش مي شود ...
پيله مي تند در سكوت ...
و من بار دیگر باور مي كنم دروغ بودن احساسم را ...!
من بودم ...
تو نبودی
تو مرده بودی !!!
عکاس از همه ی ما بدون تو
عکس یادگاری گرفت
عکس را چاپ کردند
آوردند ...
در همه ی عکس فقط
دو دست
از تو
دیده می شد ...
ما همه در عکس سیاه بودیم ...!
[IMG]
خدا را در آغوش کشیدم ...
خدا زیاد هم بزرگ نیست
خدا در آغوش من جا می شود ...
شاید هم آغوش من خیلی بزرگ است !
خدا پیشانی مرا می بوسد و من از لذت این بوسه مست می شوم ...
خدا یک بار به من گفت:
تو گناهکار مهربانی هستی !
و من خوب می دانم که گناهان من چقدر غیر قابل...
[IMG]
خدا را در آغوش کشیدم ...
خدا زیاد هم بزرگ نیست
خدا در آغوش من جا می شود ...
شاید هم آغوش من خیلی بزرگ است !
خدا پیشانی مرا می بوسد و من از لذت این بوسه مست می شوم ...
خدا یک بار به من گفت:
تو گناهکار مهربانی هستی !
و من خوب می دانم که گناهان من چقدر غیر قابل...
[IMG]
خدا را در آغوش کشیدم ...
خدا زیاد هم بزرگ نیست
خدا در آغوش من جا می شود ...
شاید هم آغوش من خیلی بزرگ است !
خدا پیشانی مرا می بوسد و من از لذت این بوسه مست می شوم ...
خدا یک بار به من گفت:
تو گناهکار مهربانی هستی !
و من خوب می دانم که گناهان من چقدر غیر قابل...
[IMG]
خدا را در آغوش کشیدم ...
خدا زیاد هم بزرگ نیست
خدا در آغوش من جا می شود ...
شاید هم آغوش من خیلی بزرگ است !
خدا پیشانی مرا می بوسد و من از لذت این بوسه مست می شوم ...
خدا یک بار به من گفت:
تو گناهکار مهربانی هستی !
و من خوب می دانم که گناهان من چقدر غیر قابل...
[IMG]
خدا را در آغوش کشیدم ...
خدا زیاد هم بزرگ نیست
خدا در آغوش من جا می شود ...
شاید هم آغوش من خیلی بزرگ است !
خدا پیشانی مرا می بوسد و من از لذت این بوسه مست می شوم ...
خدا یک بار به من گفت:
تو گناهکار مهربانی هستی !
و من خوب می دانم که گناهان من چقدر غیر قابل...
[IMG]
خدا را در آغوش کشیدم ...
خدا زیاد هم بزرگ نیست
خدا در آغوش من جا می شود ...
شاید هم آغوش من خیلی بزرگ است !
خدا پیشانی مرا می بوسد و من از لذت این بوسه مست می شوم ...
خدا یک بار به من گفت:
تو گناهکار مهربانی هستی !
و من خوب می دانم که گناهان من چقدر غیر قابل...
[IMG]
خدا را در آغوش کشیدم ...
خدا زیاد هم بزرگ نیست
خدا در آغوش من جا می شود ...
شاید هم آغوش من خیلی بزرگ است !
خدا پیشانی مرا می بوسد و من از لذت این بوسه مست می شوم ...
خدا یک بار به من گفت:
تو گناهکار مهربانی هستی !
و من خوب می دانم که گناهان من چقدر غیر قابل...
[IMG]
خدا را در آغوش کشیدم ...
خدا زیاد هم بزرگ نیست
خدا در آغوش من جا می شود ...
شاید هم آغوش من خیلی بزرگ است !
خدا پیشانی مرا می بوسد و من از لذت این بوسه مست می شوم ...
خدا یک بار به من گفت:
تو گناهکار مهربانی هستی !
و من خوب می دانم که گناهان من چقدر غیر قابل...
[IMG]
خدا را در آغوش کشیدم ...
خدا زیاد هم بزرگ نیست
خدا در آغوش من جا می شود ...
شاید هم آغوش من خیلی بزرگ است !
خدا پیشانی مرا می بوسد و من از لذت این بوسه مست می شوم ...
خدا یک بار به من گفت:
تو گناهکار مهربانی هستی !
و من خوب می دانم که گناهان من چقدر غیر قابل...
[IMG]
خدا را در آغوش کشیدم ...
خدا زیاد هم بزرگ نیست
خدا در آغوش من جا می شود ...
شاید هم آغوش من خیلی بزرگ است !
خدا پیشانی مرا می بوسد و من از لذت این بوسه مست می شوم ...
خدا یک بار به من گفت:
تو گناهکار مهربانی هستی !
و من خوب می دانم که گناهان من چقدر غیر قابل...
[IMG]
خدا را در آغوش کشیدم ...
خدا زیاد هم بزرگ نیست
خدا در آغوش من جا می شود ...
شاید هم آغوش من خیلی بزرگ است !
خدا پیشانی مرا می بوسد و من از لذت این بوسه مست می شوم ...
خدا یک بار به من گفت:
تو گناهکار مهربانی هستی !
و من خوب می دانم که گناهان من چقدر غیر قابل...