سوتی :
یه ساعت سفالی از نمایشگاهه یونیمون خریده بودم ....
هی همش هر جا میرفتم جا میذاشتمش ...
آخر سر هم باز ی جا جاگذاشتمش ..... مامانم یادم انداخت ...فردا رفتم دیدم خدا رو شکر سر جاشه ...
سوتی :
بچه که بودم فک می کردم یه کیل. متر یعنی این متر هایه خیاطی که پلاستیکیه رو بریزی تو یه پاکت...