وسط برگه ای سفید می دوم
دنبال نقطه ای تیره ...
و موج موج میبافمت انگار !
این بار نه رها می شوم از تیر
نه نشانه ات می گیرم !
تو هم تلافی کن
و ته فنجان من
دنبال سرنوشتی که چند روز پیش
سر نخش گم شد
ن
گ
ر
د
.
.
.
[IMG]
آدم ها مي آيند
زندگي مي کنند
مي ميرند
و مي روند
اما ...
فاجعه ي زندگي تو
آن هنگام آغاز مي شود
که آدمي مي ميرد
اما
نمي رود !
مي ماند ...
و نبودنش در بودن تو
چنان ته نشين مي شود
که تو مي ميري در حالي که زنده اي
و او زنده مي شود در حالي که مرده است ...!
آزاده طاهائي
[IMG]
آدم ها مي آيند
زندگي مي کنند
مي ميرند
و مي روند
اما ...
فاجعه ي زندگي تو
آن هنگام آغاز مي شود
که آدمي مي ميرد
اما
نمي رود !
مي ماند ...
و نبودنش در بودن تو
چنان ته نشين مي شود
که تو مي ميري در حالي که زنده اي
و او زنده مي شود در حالي که مرده است ...!
آزاده طاهائي
[IMG]
آدم ها مي آيند
زندگي مي کنند
مي ميرند
و مي روند
اما ...
فاجعه ي زندگي تو
آن هنگام آغاز مي شود
که آدمي مي ميرد
اما
نمي رود !
مي ماند ...
و نبودنش در بودن تو
چنان ته نشين مي شود
که تو مي ميري در حالي که زنده اي
و او زنده مي شود در حالي که مرده است ...!
آزاده طاهائي