نتایح جستجو

  1. مرو راهی که با ریگی بلغزی مشو بیدی که با بادی بلرزی تو را قدر و تو را قیمت گران است مکن کاری که...

    مرو راهی که با ریگی بلغزی مشو بیدی که با بادی بلرزی تو را قدر و تو را قیمت گران است مکن کاری که یک ارزن نیرزی . . .
  2. مرو راهی که با ریگی بلغزی مشو بیدی که با بادی بلرزی تو را قدر و تو را قیمت گران است مکن کاری که...

    مرو راهی که با ریگی بلغزی مشو بیدی که با بادی بلرزی تو را قدر و تو را قیمت گران است مکن کاری که یک ارزن نیرزی . . .
  3. مرو راهی که با ریگی بلغزی مشو بیدی که با بادی بلرزی تو را قدر و تو را قیمت گران است مکن کاری که...

    مرو راهی که با ریگی بلغزی مشو بیدی که با بادی بلرزی تو را قدر و تو را قیمت گران است مکن کاری که یک ارزن نیرزی . . .
  4. سلام داداشی کوشی؟؟؟ ینی دیگه نمی یای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟:cry::cry:

    سلام داداشی کوشی؟؟؟ ینی دیگه نمی یای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟:cry::cry:
  5. مرو راهی که با ریگی بلغزی مشو بیدی که با بادی بلرزی تو را قدر و تو را قیمت گران است مکن کاری که...

    مرو راهی که با ریگی بلغزی مشو بیدی که با بادی بلرزی تو را قدر و تو را قیمت گران است مکن کاری که یک ارزن نیرزی . . .
  6. به جرم وسوسه، چه طعنه ها که نشنیدی حوا ...! پس از تو ، همه تا توانستند آدم شدند ...!!! چه...

    به جرم وسوسه، چه طعنه ها که نشنیدی حوا ...! پس از تو ، همه تا توانستند آدم شدند ...!!! چه صادقانه حوا بودی ؛ و چه ریاکارانه آدمیم ...
  7. تو آفتاب نیمه ی مردادی...:redface: من،دانه های برف زمستانی..:w38: هی از تب تو آب...

    تو آفتاب نیمه ی مردادی...:redface: من،دانه های برف زمستانی..:w38: هی از تب تو آب شدم دیگر، چیزی نمانده است به پایانم....
  8. ای ساقیا مستانه رو آن یار را آواز ده گر او نمی آید بگو آن دل که بردی باز ده افتاده ام در کوی...

    ای ساقیا مستانه رو آن یار را آواز ده گر او نمی آید بگو آن دل که بردی باز ده افتاده ام در کوی تو پیچیده ام بر موی تو نازیده ام بر روی تو آن دل که بردی باز ده بنگر که مشتاق توام مجنون غمناک توام گرچه که من خاک توام آن دل که بردی باز ده ای دلبر زیبای من ای سرو خوش بالای من لعل لبت حلوای من آن...
  9. چنان دل كندم از دنيا كه شكلم شكل تنهائيست ببين مرگ مرا در خويش كه مرگ من تماشائيست مرا در اوج...

    چنان دل كندم از دنيا كه شكلم شكل تنهائيست ببين مرگ مرا در خويش كه مرگ من تماشائيست مرا در اوج مي خواهي تماشا كن تماشا دروغ اين بودم از ديروز مرا امروز حاشا كن در اين دنيا كه حتي ابر نمي گريد به حال من همه از من گريزانند تو هم بگذر از اين تنها گره افتاد در كارم به خودكرده گرفتارم به جز در...
بالا