من از زبان هیچ مادربزرگی قصه نشنیده ام ...
من شب ها با سکوت می خوابم
و سکوت با من ...
و ما هر دو هیچ خواب نمی بینیم !
اما برعکس ِ پایان ِ تمام قصه ها
بالا که رفتیم تو نبودی
پایین هم که آمدیم باز تو نبودی !!
کم کم دارم باور می کنم که قصه ی "مـا"
تماما دروغ...