شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد ... بنده طلعت آن باش که آنی دارد
شیوه حور و پری گر چه لطیف است ولی ... خوبی آن است و لطافت که فلانی دارد
چشمه چشم مرا ای گل خندان دریاب ... که به امید تو خوش آب روانی دارد
گوی خوبی که برد از تو که خورشید آن جا ... نه سواریست که در دست عنانی دارد...