اگر از گیسوی یارم گره ای وا می شد . . .
اگر از گیسوی یارم گره ای وا می شد . . .
اگـر از گیسـوی یـارم گـره ای وا می شـد صد دل آشفته چو من یک شبه رسوا می شد
گـر به پـائین قدومش نظـری مـی انداخت صد چو منصور بـه یک منظـره پیدا می شـد
بــه گمـانـم کـه دلـم،...