نتایح جستجو

  1. m_sh_eng

    داستانهای پائولو کوئیلو

    شاگرد دزد مچ یکی از شاگردان استاد ذن ، بانکی ، را موقع درس درحال دزدی گرفتند. همه شاگردها از استاد خواستند که او را اخراج کند . اما بانکی تصمیم گرفت کاری نکند. چند روز بعد، آن شاگرد دوباره دست به دزدی زد و استاد آرام ماند .شاگردان دیگر اصرار داشتند که دزد مجازات شود تا درس عبرتی برای دیگران باشد...
  2. m_sh_eng

    داستانهای پائولو کوئیلو

    چگونه جهنم را پر نگه می دارند ؟ در قصه ای قدیمی آمده است که وقتی حضرت عیسی روی صلیب درگذشت بی درنگ به دوزخ رفت تا گناه کاران را نجات دهد. شیطان بسیار ناراحت شد و گفت : - دیگر در این دنیا کاری ندارم . از حالا به بعد ، همه تبه کارها و خلاف کارها و گناه کارها و بی ایمان ها ، همه یکراست به بهشت می...
  3. m_sh_eng

    داستانهای پائولو کوئیلو

    چهار نیرو آلن جونز کشیش می گوید برای ساختن روح به چهار نیروی نامرئی نیاز داریم : عشق ، مرگ ،قدرت ، زمان . عشق لازم است زیرا خدا ما را دوست دارد . آگاهی از مرگ لازم است تا زندگی را بهتر بفهمیم . مبارزه برای رشد لازم است ، اما نباید در دام قدرتی که در این مبارزه به دست می آید بیفتیم زیرا می دانیم...
  4. m_sh_eng

    داستانهای ملا نصرالدین

    استاد کیست ؟ مریدی از ملانصرالدین پرسید : -((چطور شد که استاد شدی ؟)) ملانصرالدین گفت : همه ما می دانیم در زندگی چه باید بکنیم اما هیچ وقت این موضوع را نمی پذیریم .برای درک این واقعیت ،مجبور شدم وضعیت عجیبی را از سر بگذرانم . یک روز کنار خیابان نشسته بودم و فکر می کردم جه کنم ؟ مردی از راه رسید...
  5. m_sh_eng

    داستانهای پائولو کوئیلو

    اسحاق می میرد خاخامی در میان مردم محبوبیت زیادی داشت ، همه مسحور گفته هایش می شدند . همه به جز اسحاق که همیشه با تفسیرهای خاخام مخالفت می کرد و اشتباهات او را به یادش می آورد . بقیه از اسحاق به خشم می آمدند ، اما کاری از دستشان بر نمی آمد . روزی اسحاق در گذشت . در مراسم خاکسپاری ، مردم متوجه...
  6. m_sh_eng

    فريدون مشيري

    نمی خواهم بمیرم نمي خواهم بميرم ، با كه بايد گفت ؟ كجا بايد صدا سر داد ؟ در زير كدامين آسمان ، روي كدامين كوه ؟ كه در ذرات هستي رَه بَرَد توفان اين اندوه كه از افلاك عالم بگذرد پژواك اين فرياد ! كجا بايد صدا سر داد ؟ فضا خاموش و درگاه قضا دور...
  7. m_sh_eng

    فريدون مشيري

    نمي خواهم بميرم تا محبت را به انسانها بياموزم بمانم تا عدالت را برافرازم ، بيفروزم خرد را ، مهر را تا جاودان بر تخت بنشانم به پيش پاي فرداهاي بهتر گل برافشانم چه فردائي ، چه دنيائي ! جهان سرشار از عشق و گل و موسيقي و نور است ... نمي خواهم بميرم ، اي خدا ...
  8. m_sh_eng

    اگر زشت و اگر زيبا اگر دون و اگر والا من اين دنياي فاني را هزاران بار از آن دنياي باقي دوست...

    اگر زشت و اگر زيبا اگر دون و اگر والا من اين دنياي فاني را هزاران بار از آن دنياي باقي دوست تر دارم .
  9. m_sh_eng

    تا بعد که ببینمت ، میسپرمت دست خدای آسمون ، ای مهربون ! :gol:

    تا بعد که ببینمت ، میسپرمت دست خدای آسمون ، ای مهربون ! :gol:
  10. m_sh_eng

    داستان هاي كوتاه

    روزی پسر بچه ای در خیابان سکه ای یک سنتی پیدا کرد. او از پیدا کردن این پول، آن هم بدون هیچ زحمتی، خیلی ذوق زده شد. این تجربه باعث شد که بقیه روزها هم با چشمهای باز، سرش را به سمت پایین بگیرد ( به دنبال گنج !). او در مدت زندگیش، 296 سکه یک سنتی، 48 سکه 5 سنتی، 19 سکه 10 سنتی، 16 سکه 25 سنتی، 2...
  11. m_sh_eng

    جمله های زیبا

    بيشتر مي نويسيم اما کمتر ياد مي گيريم، بيشتر برنامه مي ريزيم اما کمتر به انجام مي رسانيم
  12. m_sh_eng

    جمله های زیبا

    اگر حقیقت درون خودت را یافته ای هیچ چیز دیگری در این كل هستی برای یافتن نداری . حقیقت به واسطه تو عمل می كند ، زمانی كه چشمانت را باز می كنی ، این حقیقت است كه چشمانش را باز می كند . زمانی كه چشمانت را می بندی ، این حقیقت است كه چشمانش را می بندد . این یك مراقبه عظیم است .
  13. m_sh_eng

    جمله های زیبا

    زندگی یک آواز است ... آن را زمزمه کن زندگی یک منظره است ... آن را نقاشی کن زندگی یک موسیقی است ... با آن برقص زنگی یک بازی است .. آن را بازی کن زندگی یک لحظه شاد است .. آن را با دیگران قسمت کن
  14. m_sh_eng

    اسپم ها ، تاپیک های تایید نشده ، پست های تکراری و حذف شده!!

    اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی، و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد، و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد، و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی. آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد، بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.
  15. m_sh_eng

    جبران خلیل جبران

    سگِ دانا سگِ یک روز سگِ دانایی از کنار یک دسته گربه می گذشت . وقتی که نزدیک شد و دید که گربه ها سخت با خود سرگرم اند و اعتنایی به او ندارند وا ایستاد. آنگاه از میان آن دسته یک گربه درشت و عبوس پیش آمد و گفت:" ای برادران دعا کنید ؛ هرگاه دعا کردید باز هم دعا کردید و کردید ، آنگاه یقین بدانید...
  16. m_sh_eng

    سخنان و پند بزرگان تاریخ جهان

    دعا اتحاد آگاهانه با شعور کیهانی است. دعا التماس، زاری نیست، بلکه همدلی و یگانگی با خداست. جولیا ستن سیرز
  17. m_sh_eng

    سخنان و پند بزرگان تاریخ جهان

    تجربه نامی است که تمام افراد بر روی اشتباهات خود می گذارند. اسکاروایلد
  18. m_sh_eng

    ارد بزرگ

    راه آشتی را کسی باید بیابد که خود سبب جدایی شده است . ارد بزرگ
  19. m_sh_eng

    اسپم ها ، تاپیک های تایید نشده ، پست های تکراری و حذف شده!!

    هفت بار روح خویش را تحقیر کردم: نخستین بار هنگامی بود که برای رسیدن به بلندمرتبگی، خود را فروتن نشان می‌داد. دومین بار آن هنگام که در مقابل فلجها می‌لنگید. سومین بار آن زمان که در انتخاب خویش بین آسان و سخت، آسان را برگزید. چهارمین بار وقتی که مرتکب گناهی شد و به خویشتن تسلی داد که دیگران هم...
بالا