یولیوووووووووو آه دوست فراموشکار من تو کجایی بابا؟
من خیلی دیگه پیر شدم.. خوبی/؟ نمیدونی چقدره خوشحال شدم دیدمت.
عزیزم من 30 سالمه و دارم به گورکنام نگاه میکنم که چگونه با ولع تمام قبرم رو میکنند و بغلش چایی میخورن..
یولیو!! خوبم الان خودت چیکار میکنی.. چرا نیستی پس چرا سر نمیزنی.. تو نباشی من...
چرا حرف استادت رو قبول نمیکنی الکی که نمیگگم.. هرکس تو نوشته هاش شخصیتی رو پیاده میکنه.. و نوشته تو معصومیت رو بی ریایی رو و کلمات رویایی رو.. این عالیه روحیه بخشه بیلدین..
من دوست دارم از مرگ و تباهی از زوال اختیار به دست تقدیر بنویسم و این چیزیه که تومه
و اون چیزیه که توته.. بازم بنویس یوخسا...
سلام.. اولدوم عریدیم..
بیر دنه قیز بوگوزللیخده یازیر آما منیم باشیما داش دوشوپدو..
سلام دختر عجب دستی داری به نوشتن و چه آواره دلی برای نالیدن چنان کلمات عاشقلانه ای
واقعا زیبا بود.. اینانیسان؟
یوخ؟
واقعا قشنگ بود... و خیلی هم به دل نشین.. شاید اورح سوزو بود که بوجور منیم خوشوما گئتدی..
نه من گوشتم از روباه تلختره. بزننم به دریا خشک میشه به جنگ زرد میشه به آسمون کدر میشه...
مرسی.. پس میفرستمش بزار این مهد کودکش تموم شه از سال اول تحصیلی مال توباشه..
وای من باید برم درسام رو مثلا بخونم ها دیرم شد
کلی خوش گذشت.. با اجازت من برم و دیگه برنگردم تا عصر.. مواظب خودت باش و زیاد چیز...
نه من روبیم رو نمیتونم بیر دقیقه هم دور کنم از خودممممممممممم
روحیم هم باید پس بدی یوخسا نمیدم بهت میدم به یه دایه که نگرش داره بزرگش کنه.. بد بده به خودم...
من بدترین بابای دنیام :redface:
من دوست ندارم فراری بشه ولی
ولی فکر میکردم بچه خود بخود بزرگ میشه یوخسا نمیخواستم به این زودی
من نمیخوامممممممم :cry:
آره یه تاب دونفره وسط باغ رویاهامون پر از گلهای شمعدونی و درختای گیلاس
جانیست نیا مگه اینکه بغد ساعت دو نصفه شب بیای که ما میریم تو خونه.. برا...
خب خداروشکر..
ای بابا پتوم رو گرفتی...تو سرمام گذاشتی.. حالا به این اورکت پاره پورمم رحم نمیکنی.. برا خودت بخر به من چه.. عوض اینکه هی روسری و شال بخری یه کافشن قیرمیزی بخر سرما نخوری دیگه
اوخویوم دا
بابا من که تورومیبینم یاد درس خوندن میفتم باور کن مخصوصا آواتارت بیشتر این حس رو میده...
ولی یه یه ساعتی هستم و بعد میرم مثل ... میخونم :redface:
آخ اگه نرم تو فرجه ها باید خودم رو بکشم...