نتایح جستجو

  1. vinca

    مهتاب به نور دامن شب بشکافت می خور که دمی خوشتر از این نتوان یافت خوش باش و میندیش که مهتاب بسی...

    مهتاب به نور دامن شب بشکافت می خور که دمی خوشتر از این نتوان یافت خوش باش و میندیش که مهتاب بسی اندر سر گور یک به یک خواهد تافت خیام نیشابوری
  2. vinca

    سلام مریم خوبی این شعر هم بخون هر چه کردم به ره عشق وفا بود وفا وآنچه دیدم به مکافات جفا بود...

    سلام مریم خوبی این شعر هم بخون هر چه کردم به ره عشق وفا بود وفا وآنچه دیدم به مکافات جفا بود جفا شربت من به کف یار الم بود الم قسمت من ز در دوست بلا بود بلا سکه عشق زدن محض غلط بود غلط عاشق ترک شدن عین خطا بود خطا بار خوبان ستم پیشه گران بود گران کار عشاق جگر خسته دعا بود دعا همه شب...
  3. vinca

    یکی میره کتابخونه کتابش رو پس بده..... خانم کتابدار میگه : خوب کتابش جالب بود ؟ میگه : والا...

    یکی میره کتابخونه کتابش رو پس بده..... خانم کتابدار میگه : خوب کتابش جالب بود ؟ میگه : والا شخصیت زیاد داشت و داستان خاصی هم نداشت خانم کتابدار میگه : ای وای پس شما دفترچه تلفن منو برده بودید!!!!
  4. vinca

    سلام ، به سیستم گویای نانوایی شاطر اکبر خوش آمدید جهت اطلاع از قیمت نان عدد 1 ثبت نام خرید نان...

    سلام ، به سیستم گویای نانوایی شاطر اکبر خوش آمدید جهت اطلاع از قیمت نان عدد 1 ثبت نام خرید نان به صورت قسطی عدد 2 طرح های تشویقی رنگی عدد 3 و شرکت در قرعه کشی پنج نان رایگان در هفته عدد 4 را فشار دهید
  5. vinca

    برای تا ابد ماندن بايد رفت ... گاهی به قلب کسی ... گاهی از قلب کسی

    برای تا ابد ماندن بايد رفت ... گاهی به قلب کسی ... گاهی از قلب کسی
  6. vinca

    مردی می ره پیش کشیش تا اعتراف کنه. می گه: من در زمان جنگ جهانی دوم به یک مرد در خانه خودم پناه...

    مردی می ره پیش کشیش تا اعتراف کنه. می گه: من در زمان جنگ جهانی دوم به یک مرد در خانه خودم پناه دادم. کشیش می گه: خوب این که گناه نیست! مرد می گه: ولی من بهش گفتم برای هر یک هفته ای که در خانه من بمونه باید ۵ دلار بپردازه. کشیش می گه: درسته که کارت خوب نبوده، ولی تو با نیت خوبی این کار رو انجام...
  7. vinca

    معلم: کی می دونه چرا هواپیما پروانه داره؟ رضا: آقا اجازه؟ برای اینکه خلبان عرق نکنه! معلم: از...

    معلم: کی می دونه چرا هواپیما پروانه داره؟ رضا: آقا اجازه؟ برای اینکه خلبان عرق نکنه! معلم: از کجا فهمیدی؟ رضا: آقا اجازه؟ یه دفعه که ما داشتیم فیلم تماشا می کردیم، دیدیم که وقتی پروانه هواپیما از کار افتاد، خلبانه خیس عرق شد!
  8. vinca

    دیوانه اولی: من وقتی رو کله ام وامیستم خون توی سرم جمع میشه، ولی وقتی روی پاهام وامیستم، خون تو...

    دیوانه اولی: من وقتی رو کله ام وامیستم خون توی سرم جمع میشه، ولی وقتی روی پاهام وامیستم، خون تو پاهم جمع نمی شه، می دونی چرا اینجوریه؟ دیوانه دومی: خوب معلومه، چون پاهات مثل کله ات تو خالی نیستند!!!
  9. vinca

    غضنفر هی نگاه به گوشیش میکرده و میخندیده ، بهش میگن اس ام اس اومده ؟ میگه آره ، میگن چیه ؟ میگه...

    غضنفر هی نگاه به گوشیش میکرده و میخندیده ، بهش میگن اس ام اس اومده ؟ میگه آره ، میگن چیه ؟ میگه یکی هی اس ام اس میده Low Battery !!!
  10. vinca

    یارو میره جوراب فروشی میگه جوراب دارین ؟ فروشنده میگه مردونه ؟ یارو باهاش دست میده میگه مردونه !

    یارو میره جوراب فروشی میگه جوراب دارین ؟ فروشنده میگه مردونه ؟ یارو باهاش دست میده میگه مردونه !
  11. vinca

    مهریه در سال ١٣٩۰ : ١٢۴ نان سنگک طرح قدیم

    مهریه در سال ١٣٩۰ : ١٢۴ نان سنگک طرح قدیم
  12. vinca

    از قلمراد می پرسن آرزوت چیه؟ میگه: دکتر بشم از اتاق عمل بیام بیرون بگم: متاسفم!

    از قلمراد می پرسن آرزوت چیه؟ میگه: دکتر بشم از اتاق عمل بیام بیرون بگم: متاسفم!
  13. vinca

    فخر فروشی در سال ۹۰ ! دیشب نون سنگک خوردیم با پنیر تازه لامپامون هم روشن بود !

    فخر فروشی در سال ۹۰ ! دیشب نون سنگک خوردیم با پنیر تازه لامپامون هم روشن بود !
  14. vinca

    غضنفر باباش میمیره بهش میگن مراسم نمیگیری؟ میگه نه به جاش میریم مشهد

    غضنفر باباش میمیره بهش میگن مراسم نمیگیری؟ میگه نه به جاش میریم مشهد
  15. vinca

    غضنفر باباش میمیره بهش میگن مراسم نمیگیری؟ میگه نه به جاش میریم مشهد

    غضنفر باباش میمیره بهش میگن مراسم نمیگیری؟ میگه نه به جاش میریم مشهد
  16. vinca

    یارو میره جوراب فروشی میگه جوراب دارین ؟ فروشنده میگه مردونه ؟ یارو باهاش دست میده میگه مردونه !

    یارو میره جوراب فروشی میگه جوراب دارین ؟ فروشنده میگه مردونه ؟ یارو باهاش دست میده میگه مردونه !
  17. vinca

    مهریه در سال ١٣٩۰ : ١٢۴ نان سنگک طرح قدیم

    مهریه در سال ١٣٩۰ : ١٢۴ نان سنگک طرح قدیم
  18. vinca

    از قلمراد می پرسن آرزوت چیه؟ میگه: دکتر بشم از اتاق عمل بیام بیرون بگم: متاسفم!

    از قلمراد می پرسن آرزوت چیه؟ میگه: دکتر بشم از اتاق عمل بیام بیرون بگم: متاسفم!
  19. vinca

    فخر فروشی در سال ۹۰ ! دیشب نون سنگک خوردیم با پنیر تازه لامپامون هم روشن بود !

    فخر فروشی در سال ۹۰ ! دیشب نون سنگک خوردیم با پنیر تازه لامپامون هم روشن بود !
  20. vinca

    مردی می ره پیش کشیش تا اعتراف کنه. می گه: من در زمان جنگ جهانی دوم به یک مرد در خانه خودم پناه...

    مردی می ره پیش کشیش تا اعتراف کنه. می گه: من در زمان جنگ جهانی دوم به یک مرد در خانه خودم پناه دادم. کشیش می گه: خوب این که گناه نیست! مرد می گه: ولی من بهش گفتم برای هر یک هفته ای که در خانه من بمونه باید ۵ دلار بپردازه. کشیش می گه: درسته که کارت خوب نبوده، ولی تو با نیت خوبی این کار رو انجام...
بالا