نتایح جستجو

  1. m_sh_eng

    وقتی انسان آرامش را در خود نیابد ، جستجوی آن در جای دیگر کار بیهوده ای است.لارو شفوکو

    وقتی انسان آرامش را در خود نیابد ، جستجوی آن در جای دیگر کار بیهوده ای است.لارو شفوکو
  2. m_sh_eng

    خردمند آن نیست که چون در کاری می‌افتد بکوشد تا از آن کار بیرون آید، خردمند آنست که بکوشد در کاری...

    خردمند آن نیست که چون در کاری می‌افتد بکوشد تا از آن کار بیرون آید، خردمند آنست که بکوشد در کاری نیفتد .
  3. m_sh_eng

    با خرد ، به سرچشمه پاکی بیاندیش . آدمی گاهی مبدا را اشتباه می گیرد ، برسان زمانی که رودها را سر...

    با خرد ، به سرچشمه پاکی بیاندیش . آدمی گاهی مبدا را اشتباه می گیرد ، برسان زمانی که رودها را سر چشمه دریاها می نامد ، حال آنکه ابرها از دریاها برمی خیزند و رودها و چشمه ها را لبریز می کنند . ارد بزرگ
  4. m_sh_eng

    این موبایل خودتونه!!!!!!!!!

    این موبایل خودتونه!!!!!!!!!
  5. m_sh_eng

    :gol::gol::gol::redface:

    :gol::gol::gol::redface:
  6. m_sh_eng

    "وقتی که هنرمند به اوج خلق کردن رسید ، دیگر چیزی جز خود ، برایش باقی نمانده بود. بنابراین خود را...

    "وقتی که هنرمند به اوج خلق کردن رسید ، دیگر چیزی جز خود ، برایش باقی نمانده بود. بنابراین خود را به تصویر کشید." " هنگامی که خالق ، به اوج خلق کردن رسید ، دیگر چیزی جز خود ، برایش باقی نمانده بود. بنابراین به خلق خود پرداخت." " زمانی که مخلوقات به خود آمدند ، خود را از خداوند خالق جدا دیدند...
  7. m_sh_eng

    به خود راست بگو آنگاه دیگر توان دروغ گفتن به کسی را نخواهی داشت! آنان که عشق خود را آشکار نکنند...

    به خود راست بگو آنگاه دیگر توان دروغ گفتن به کسی را نخواهی داشت! آنان که عشق خود را آشکار نکنند معشوق نخواهند بود! هیچگاه مگذار شب و روز بدون عبادت بگذرد و همیشه بیاد آر آنچه را خداوند انجام داده است!
  8. m_sh_eng

    گناهی وجود ندارد که بخشایشی وجود داشته باشد." "کسی نیست که گناه کاری وجود داشته باشد." "اگر...

    گناهی وجود ندارد که بخشایشی وجود داشته باشد." "کسی نیست که گناه کاری وجود داشته باشد." "اگر گناه کاری وجود داشته باشد ، خود اوست." "اگر بی گناهی وجود داشته باشد نیز خود اوست." "او همه چیز است." "در عین حال هیچ چیز مشخصی نیست." "او یکتای بی همتا است." "نمی دانم کیست یا چیست؟" "تنها می دانم که...
  9. m_sh_eng

    سکان را به من بده خدا با لبخندی مهر آمیز به من می گوید (( آهای دوست داری برای مدتی خدا باشی و...

    سکان را به من بده خدا با لبخندی مهر آمیز به من می گوید (( آهای دوست داری برای مدتی خدا باشی و دنیا را برانی؟ )) می گویم (( البته به امتحانش می ارزد. کجا باید بنشینم ؟ چقدر باید بگیرم ؟ کی وقت نهار است ؟ چه موقع کار را تعطیل کنم ؟ )) خدا می گوید (( سکان را بده به من! فکر میکنم هنوز آماده نباشی...
  10. m_sh_eng

    درد من حصار برکه نيست، درد من زيستن با ماهياني است که فکر دريا به ذهنشان نرسيده است!

    درد من حصار برکه نيست، درد من زيستن با ماهياني است که فکر دريا به ذهنشان نرسيده است!
  11. m_sh_eng

    درد من حصار برکه نيست، درد من زيستن با ماهياني است که فکر دريا به ذهنشان نرسيده است!

    درد من حصار برکه نيست، درد من زيستن با ماهياني است که فکر دريا به ذهنشان نرسيده است!
  12. m_sh_eng

    تصور كن اگر قرار بود هر كس به اندازه ي دانش خود حرف بزند چه سكوتي بر دنيا حاكم ميشد ... ...

    تصور كن اگر قرار بود هر كس به اندازه ي دانش خود حرف بزند چه سكوتي بر دنيا حاكم ميشد ... ..... ناپلئون
بالا