غضنفر میره بنگاه معاملات ملکی. بهش میگن ما یه خونه داریم کنار راه آهنه سر و صداش زیاده ولی بعد از یه هفته عادت میکنی. غضنفر میگه ایرادی نداره! این یه هفته رو میرم خونه ی داداشم
غضنفر به تاكسی میگه آقا چند میگیری منو برسونی به راه آهن؟ راننده میگه 1000 تومن غضنفر میپرسه واسه چمدونام چند میگیری؟راننده میگه هیچی. غضنفر میگه پس چمدونام رو ببر من هم اومدم
غضنفر را بردن دادگاه قاضی مدام میگفت طبق ماده فلان به زندان طبق ماده فلان به شلاق و ماده فلان شما را به جریمه محکوم میکند غضنفر پرسید بین این همه ماده یه نره نیست به نفع من حکم کنه؟؟