نتایح جستجو

  1. behnam-t

    این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی ***وین دفتر بی​معنی غرق می ناب اولی چون عمر تبه کردم...

    این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی ***وین دفتر بی​معنی غرق می ناب اولی چون عمر تبه کردم چندان که نگه کردم***در کنج خراباتی افتاده خراب اولی چون مصلحت اندیشی دور است ز درویشی***هم سینه پر از آتش هم دیده پرآب اولی من حالت زاهد را با خلق نخواهم گفت***این قصه اگر گویم با چنگ و رباب اولی تا...
  2. behnam-t

    این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی ***وین دفتر بی​معنی غرق می ناب اولی چون عمر تبه کردم...

    این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی ***وین دفتر بی​معنی غرق می ناب اولی چون عمر تبه کردم چندان که نگه کردم***در کنج خراباتی افتاده خراب اولی چون مصلحت اندیشی دور است ز درویشی***هم سینه پر از آتش هم دیده پرآب اولی من حالت زاهد را با خلق نخواهم گفت***این قصه اگر گویم با چنگ و رباب اولی تا...
  3. behnam-t

    این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی ***وین دفتر بی​معنی غرق می ناب اولی چون عمر تبه کردم...

    این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی ***وین دفتر بی​معنی غرق می ناب اولی چون عمر تبه کردم چندان که نگه کردم***در کنج خراباتی افتاده خراب اولی چون مصلحت اندیشی دور است ز درویشی***هم سینه پر از آتش هم دیده پرآب اولی من حالت زاهد را با خلق نخواهم گفت***این قصه اگر گویم با چنگ و رباب اولی تا...
  4. behnam-t

    این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی ***وین دفتر بی​معنی غرق می ناب اولی چون عمر تبه کردم...

    این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی ***وین دفتر بی​معنی غرق می ناب اولی چون عمر تبه کردم چندان که نگه کردم***در کنج خراباتی افتاده خراب اولی چون مصلحت اندیشی دور است ز درویشی***هم سینه پر از آتش هم دیده پرآب اولی من حالت زاهد را با خلق نخواهم گفت***این قصه اگر گویم با چنگ و رباب اولی تا...
  5. behnam-t

    یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود***و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود از سر مستی دگر با...

    یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود***و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب***رجعتی می​خواستم لیکن طلاق افتاده بود در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر***عافیت را با نظربازی فراق افتاده بود ساقیا جام دمادم ده که در سیر طریق***هر که عاشق وش نیامد در نفاق افتاده بود...
  6. behnam-t

    یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود***و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود از سر مستی دگر با...

    یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود***و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب***رجعتی می​خواستم لیکن طلاق افتاده بود در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر***عافیت را با نظربازی فراق افتاده بود ساقیا جام دمادم ده که در سیر طریق***هر که عاشق وش نیامد در نفاق افتاده بود...
  7. behnam-t

    سلام ممنون ما دیگه به بی مهری دوستان عادت کردیم و دانستیم اینچنین باید و نشاید از چرخ گردون نا...

    سلام ممنون ما دیگه به بی مهری دوستان عادت کردیم و دانستیم اینچنین باید و نشاید از چرخ گردون نا رضا بودن
  8. behnam-t

    سلام اسمان خوبم خوبی؟قربونت برم بهنام هر چی باشه بی معرفت نیست دوستاشو ازیاد ببره 2 روز رفتم...

    سلام اسمان خوبم خوبی؟قربونت برم بهنام هر چی باشه بی معرفت نیست دوستاشو ازیاد ببره 2 روز رفتم تبریز الان اومدم فقط تو سراغمو گرفتی غم انگیزه دیدی خیلی عزیز و بزرگی؟
  9. behnam-t

    تا زمیخانه و می نام و نشان خواهد بود سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود.......................عزیز...

    تا زمیخانه و می نام و نشان خواهد بود سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود.......................عزیز دلم من نصف بیشتر دیوان حافظ رو از حفظم
  10. behnam-t

    یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود***و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود از سر مستی دگر با...

    یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود***و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب***رجعتی می​خواستم لیکن طلاق افتاده بود در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر***عافیت را با نظربازی فراق افتاده بود ساقیا جام دمادم ده که در سیر طریق***هر که عاشق وش نیامد در نفاق افتاده بود...
  11. behnam-t

    این شعر از طرف جناب ما برای قدوم عالی خوشحالیم جناب عالی را رو براه میبینیم همانا این لطف ایزد...

    این شعر از طرف جناب ما برای قدوم عالی خوشحالیم جناب عالی را رو براه میبینیم همانا این لطف ایزد پاک است در حق ما
  12. behnam-t

    یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود***و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود از سر مستی دگر با...

    یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود***و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب***رجعتی می​خواستم لیکن طلاق افتاده بود در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر***عافیت را با نظربازی فراق افتاده بود ساقیا جام دمادم ده که در سیر طریق***هر که عاشق وش نیامد در نفاق افتاده بود...
  13. behnam-t

    یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود***و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود از سر مستی دگر با...

    یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود***و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب***رجعتی می​خواستم لیکن طلاق افتاده بود در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر***عافیت را با نظربازی فراق افتاده بود ساقیا جام دمادم ده که در سیر طریق***هر که عاشق وش نیامد در نفاق افتاده...
  14. behnam-t

    یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود***و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود از سر مستی دگر با...

    یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود***و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب***رجعتی می​خواستم لیکن طلاق افتاده بود در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر***عافیت را با نظربازی فراق افتاده بود ساقیا جام دمادم ده که در سیر طریق***هر که عاشق وش نیامد در نفاق افتاده...
  15. behnam-t

    من خس بی سرو پایم که به سیل افتادم او که میرفت مرا هم به لب دریا برد

    من خس بی سرو پایم که به سیل افتادم او که میرفت مرا هم به لب دریا برد
  16. behnam-t

    یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود***و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود از سر مستی دگر با...

    یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود***و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب***رجعتی می​خواستم لیکن طلاق افتاده بود در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر***عافیت را با نظربازی فراق افتاده بود ساقیا جام دمادم ده که در سیر طریق***هر که عاشق وش نیامد در نفاق افتاده...
بالا