گفتی که دل تو تا به کی می مــــوید؟
آخـر رخ خود زغصه کی می شوید؟
گفتم؛که ز خــــار طعنه ها دلــــخونم
در بــــــــاغ جهان، دلم گلی می جوید
روزی که خــدا تورادهد، دستـــــانم
ـــ با شبنم شوقِ دیده، رخ می شـــــوید
ان شب تو به خنده ای دلــم را گفتی؛
امروز گل سپیــــــــــده ات می روید...