كارم از دلتنگي گذشته ،درتكرار بي امان انتظار و رنجش هاي بسيار تو از من،مانده ام،چه لحظه ها كه قلب مهربونتا درد آوردم و اشكتو جاري كردم
چه بسيار كه از منتظري چون من دلت گرفته و شرمنده شده اي،دم از انتظار ميزنم اما چه غفلت ها كه نمي كنم و چه بهانه ها كه سر هم نمي كنم
خودمانيم گاه در خلوتم به اين...