چشتون بی بلا...:redface::gol:
آدمهایی هستند که خوبند
خوب بودن به خوردشان رفته
آمده اند که مهر بیاورند
نه جنسیتشان مهم است، نه عقایدشان
نه سنشان ،نه تحصیلاتشان
مهم این است که با دلشان راحتند
صاف و روراست می آیند توی زندگیت
یک توقف می کنند به پهنای یک عمرت ، و می روند ...
و سالها هم...
در آیینه می نگرم..
دختریست غمگین..
دارد بغض می کند..
کمی دلداریش دهید..
به او بگویید که همه چیز درست می شود..
دلش می خواهد کمی دروغ بشنود..
آیینه را پایین تر نصب کنید..
به گمانم به زانو درآمد..
گاهي
دلت بهانه هايي مي گيرد که خودت انگشت به دهان مي ماني...!!
گاهي دلتنگي هايي داري که فقط بايد
فريادشان بزني اما سکوت مي کني ...
گاهي..!!
پشيماني از کرده و ناکرده ات...
گاهي دلت
نمي خواهد ديروز را به ياد بياوري انگيزه اي براي
فردا نداري و حال هم که...
گاهي فقط دلت
ميخواهد زانو هايت را تنگ در...
امشب برای گریه ام یک شانه می خواهم که نیست
در این خرابات جهان یک خانه می خواهم که نیست
در غربت چشمان تو ، تنهاییم آواره شد
در وصف این نامردمان یک واژه می خواهم که نیست:(
تو..
مهربان باش!
بگذار بگویند:
ساده است...!
_فراموشکار است...!
زود میبخشد...!
سالهاست؛
دیگر کسی در این سرزمین،...
ساده نیست...!
از همان وقتی که،...
دیوار کاهگلی رفت و
آجر و سنگ
آمد...!
از همان وقتی که....
ایوان شد؛ بالکن،
خانه شد؛ آپارتمان...!
و...
کم کم،
انسان شد؛ صرفاً موجودی
برای رفع نیاز...