نتایح جستجو

  1. malina

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    :biggrin:این یکی رو واقعا نظارت میکردم...اخه تو اون شلوغی ترسیده بودم:D دبیرستان واقعا خوب بود.تا صبح بشینم بگم هنوز تموم نمیشه خاطره هام..خیلی باحال بود... تو دانشگاه یه کم دست و پامون بسته شد...یه کم ها:D
  2. malina

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    از شما هم بابای
  3. malina

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    یه سالی بود معلما اعتراض کرده بودن برای حقوق کم و اینا.یه اعتراض سراسری بود.فک کنم سال اول بودم یا دوم.. اون روزا نمیومدن سر کلاس.دیگه مدرسه افتاده بود دست ما..نمیدونم ما چمون شده بود..اونا اعتراض کرده بودن ما دیوونه بازی درمیاوردیم:D وای شرمم میشه بگم.گچ بود که پرت میشد..سطل آشغال بود که...
  4. malina

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    ایشالا این مرحله هم به خوبی تموم شه خیال همه راحت بشه:smile: شبتون بخیر بای بای
  5. malina

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    شبت بخیر محسن خان
  6. malina

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    آره بخاطر همینم به شیطونیام کاری نداشتن...:D یه روز زنگ تفریح تموم شده بود هنوز معلممون نیومده بودش.ما هم که همه به جز 3 4 نفر داشتیم وسط بزن و بکوب میکردیم یهو ناظممون درو وا کرد.همه متوجه شدن نشستن سرجاشون به جز یکی از دوستام همچنان داشت اون وسط قر میومد:biggrin: دیگه خودت تصور کن صحنه رو...
  7. malina

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    منم 4سالشو یه مدرسه بودم با دوستای صمیمیم از اولش تا پیش یه جا بودیم.بخاطر همین هم کلی سرشناس بودیم..:D
  8. malina

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    کاش ما اینقد عجله نمیکردیم واسه تعطیل شدن...فک میکردیم زرنگیه:D
  9. malina

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    :biggrin: گریه نداره عزیزم خاطرات خوشمونه.. من همیشه انضباطم 20 بود. اخه نه که شاگرد اول بودم مدیرمون میگفت زشته 20 نزارم تو کارنامت... البته تهدید و اینا هم زیاد میکرد بنده خدا.ولی آخر سر میدیدیم 20 گذاشته:D
  10. malina

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    چه باحال:biggrin: ما به بچه مظلوما زور میگفتیم.اونا هم از ترس ما نمیومدن.ولی آخر سر خودمون به زور میومدیم مینشستیم:D :biggrin: باورت نمیشه چقدر میخندیدیم و خوش میگذروندیم میرفتیم رو میزا و میرقصیدیم وااااای یادش میفتم غش میرم:biggrin:
  11. malina

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    هرکی خواسن مقاومت کنه باهاش برخورد شدید کنید.آخه یعنی که چه!؟:razz:
  12. malina

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    دبیرستان هم دنیایی بود برای خودش تو هیچ دورانی به اندازه دوران دبیرستانم از ته دل نخندیدم:D زنگای تفرح کارمون زدن و رقصیدن بود.:Dشما هم میرقصیدین؟:redface: یه هفته قبل عید نمیرفتیم دیگه.بعدش شانس بچه زرنگ بودیم مدیره اولین نفر زنگ میزد خونه ما که پاشو بیا:razz: یاد اون روزا بخیر
  13. malina

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    آرهههههههههه
  14. malina

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    سلااااااااااااام بوی جوراب کیه بلند شه!:biggrin: بابا ایتجا تالاره درنیارید اون کفشاتونو:razz:
  15. malina

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    این شد یه حرفی;) البته اگه اون خودشیرینا به خاطر مثبت گرفتن نرن:razz:
  16. malina

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    دیگه از الان باید برین تو فکرش و هماهنگیای لازم رو انجام بدبن که یهویی نیاید دیگه:D..یادش بخیر
  17. malina

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    خب سوال براشون پیش اومده دیگه.. نمیدونستن که من م.شیمی گرایش پزشکی هستم خب:D
  18. malina

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    مرسییییی خوبم شما تا کی میرید؟
  19. malina

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    آرههههههههههههه دهنتو وا کم بگو آآآآآآآآآآآآآآآآآآ :D
  20. malina

    گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

    خوفم تا کی میری یونی؟کی کلاسا رو میپیچونین؟:smile:
بالا