ای هجر تو وصل جاودانی / اندوه تو عیش و شادمانی
در عشق تو نیم ذره حسرت / خوشتر ز وصال جاودانی
بی یاد حضور تو زمانی / کفرست حدیث زندگانی
صد جان و هزار دل نثارت / آن لحظه که از درم برانی
کار دو جهان من برآید / گر یک نفسم به خویش خوانی
با خواندن و راندم چه کار است؟ / خواه این کن خواه آن، تو دانی...
بیا!
از این عسکا هم هی میزارن تو پروفت
داغ دل تازه موکونن!
آخه می دونی چیه!
ما دهه شصتیا قسمتمونه
اون از دوره ابتدایی
اون از کنکور
اون از بازار کار
اینم الان
هی!
در ره عشاق نام و ننگ نيست //عاشقان را آشتی و جنگ نيست
عاشقی تردامنی گر تا ابد//دامن معشوقت اندر چنگ نيست
ننگ بادت هر دو عالم جاودان//گر دو عالم بر تو بی او تنگ نيست
پيک راه عاشقان دوست را//در زمين و آسمان فرسنگ نيست
مرغ دل از آشيانی دیگر است//عقل و جان را سوی او آهنگ نيست
ساقيا...