*دوستم هانسزیمر حادثه شدیدی با موتور سیکلت داشت و دست راستش از کار افتاد *
*" خوشبختانه من چپ دستم " *
*
او این را در حالی گفت که داشت با مهارت برایم یک فنجان چای می ریخت
" چیز هایی که می توانم با یک دست انجام دهم شگفت آور است"*
*
با وجود آن که انگشت های دستش را از دست داده بود در کم...