tank you
بچه parandi2 می ره زن آمریکایی می گیره. parandi2 تو فرودگاه به عروسش کادو می ده. اونم می گهtank you.
parandi2 میگه: مرده شورشو ببرن. نپوشیده میگه تنگه.
انوری داشته تو بلخ راه می رفته دیده یکی داره شعرای اونو می خونده. بهش گفته این شعرا مال کیه. یاروم جواب میده : انوری. انوری می پرسه: می شناسیش؟ یارو جواب می ده: خودمم.
انوری می گه: شعر دزدی دیده بدم اما شاعر دزدی ندیده بودم