نتایح جستجو

  1. ملیسا

    داستان هاي كوتاه

    قضاوت علی قضاوت علی در زمان خلافت عمر، جوانى به نزد او آمد و از مادرش شکایت کرد. و ناله سر مى داد که :- خدایا! بین من و مادرم حکم کن .عمر از او پرسید:- مگر مادرت چه کرده است ؟ چرا درباره او شکایت مى کنى ؟جوان پاسخ داد: مادرم نه ماه مرا در شکم خود پرورده و دو سال تمام نیز شیر داده . اکنون که...
  2. ملیسا

    داستان هاي كوتاه

    تغییر نگرش تغییر نگرش میگویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی میکرد که از درد چشم خواب بچشم نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود. وی پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته...
  3. ملیسا

    داستان هاي كوتاه

    نشانه های زن و شوهر! نشانه های زن و شوهر! ن و مرد از راهی می رفتند، ماموران آنها را دیدند وآنها را خواستند! پرسیدند شما چه نسبتی با هم دارید؟ زن و مرد جواب دادند زن و شوهریم ماموران مدرک خواستند، زن و مرد گفتند نداریم ! ماموران گفتند چگونه باور کنیم که شما زن و شوهرید ؟! زن و مرد گفتند ...
  4. ملیسا

    داستان هاي كوتاه

    هیچوقت زود قضاوت نکن مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی می‌کند و تا کنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است. پس یکی از افرادشان را نزد او فرستادند. مسئول خیریه: آقای وکیل ما در مورد شما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که الحمدالله از درآمد بسیار خوبی برخوردارید ولی تا...
  5. ملیسا

    داستان هاي كوتاه

    زن وشوهری بیش از 60 سال بایکدیگر زندگی مشترک داشتند. آنها همه چیز را به طورمساوی بین خود تقسیم کرده بودند. در مورد همه چیز باهم صحبت می کردند وهیچ چیز را از یکدیگر پنهان نمی کردند مگر یک چیز: یک جعبه کفش در بالای کمد پیرزن بود که از شوهرش خواسته بود هرگز آن را باز نکند ودر مورد آن هم چیزی نپرسد...
  6. ملیسا

    داستان هاي كوتاه

    تو فکر رفته بود،باید چه کار می کرد؟ به یاد کرایه صاحبخانه اش افتاد که چند ماه عقب افتاده بود، به یاد قبض هایی افتاد که پرداخت نکرده بود و... به یاد صاحبکارش افتاد که او را بی کار کرده بود. ناگهان موتور سواری کیف او را قاپید و با سرعت رفت ،مرد زانواننش سست شد فریاد زد: به خدا قرض کرده بودم
  7. ملیسا

    داستان هاي كوتاه

    عروسک چهارم و شاهزاده روزی عارف پیری با مریدانش از کنار قصر پادشاه گذر میکرد. شاه که در ایوان کاخش مشغول به تماشا بود، او را دید و بسرعت به نگهبانانش دستور داد تا استاد پیر را به قصر آورند. عارف به حضور شاه شرفیاب شد. شاه ضمن تشکر از او... خواست که نکته ای آموزنده به شاهزاده جوان بیاموزد مگر در...
  8. ملیسا

    داستان هاي كوتاه

    چهار سخنی که زاهد را تکان داد! زاهدی گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد . اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد . او گفت ای شیخ خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد بود! دوم مستی دیدم که ... افتان و خیزان راه میرفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی . گفت تو...
  9. ملیسا

    داستان هاي كوتاه

    چه کسی موثرتر هست، زن یا مرد؟ توماس هیلر ، مدیر اجرایی شرکت بیمه عمر ماساچوست ، میو چوال و همسرش در بزرگراهی بین ایالتی در حال رانندگی بودند که او متوجه شد بنزین اتومبیلش کم است. هیلر به خروجی بعدی پیچید و از بزرگراه خارج شد و خیلی زود یک پمپ بنزین مخروبه که فقط یک پمپ داشت پیدا کرد.او از تنها...
  10. ملیسا

    داستان هاي كوتاه

    وای از دست خانم ها روزی خانمی در حال بازی گلف بود که توپش تو جنگل افتاد. او دنبال توپ رفت و دید که یک قورباغه در تله گیر کرده است. قورباغه به او گفت : اگر مرا از این تله آزاد کنی سه آرزوی تو را برآورده می کنم . زن قورباغه را آزاد کرد و قورباغه گفت : "متشکرم" ولی من یادم رفت بگویم شرایطی برای...
  11. ملیسا

    آخی ، الهی . به خستگی فکر نکن اصلا ، سعی کن خوشبگذرونی .

    آخی ، الهی . به خستگی فکر نکن اصلا ، سعی کن خوشبگذرونی .
  12. ملیسا

    سلام ، احوال همسایه محترم ؟ خوبید شما ؟

    سلام ، احوال همسایه محترم ؟ خوبید شما ؟
  13. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  14. ملیسا

    سلام دوست عزیز . خوبید شما ؟

    سلام دوست عزیز . خوبید شما ؟
  15. ملیسا

    امان از دست این عروسی های وسط هفته . باشه من هستم مریمی جونم .

    امان از دست این عروسی های وسط هفته . باشه من هستم مریمی جونم .
  16. ملیسا

    [IMG]

    [IMG]
  17. ملیسا

    اوهوم ، نفر دومش رو که من نداشتم ، باید چیکار میکردم . شکلک غم و غصه و آه

    اوهوم ، نفر دومش رو که من نداشتم ، باید چیکار میکردم . شکلک غم و غصه و آه
  18. ملیسا

    تولد مجید علی سبز

    تولدت مبارک مجید جان :gol::gol::gol:
  19. ملیسا

    سلام عزیزم ، خوبی خانومی ؟ صبح زیبای شما بخیر .

    سلام عزیزم ، خوبی خانومی ؟ صبح زیبای شما بخیر .
  20. ملیسا

    [IMG][Automated by GetSmile] سلام دوست عزیز ، خوشحالم که مجدد شما را می بینم .

    [IMG][Automated by GetSmile] سلام دوست عزیز ، خوشحالم که مجدد شما را می بینم .
بالا