:redface:بازم مشکل صبر تا افطار فردا پیش اومد :دی
:surprised:سمیرا که شوور داشت اونم از نوع سربازش:دی
:biggrin::biggrin::biggrin::biggrin:نمیری بابک کلی خندیدم
حتما
یه تنبهی واسش پیاده کنم که حتی تاریخ تا به حال به چشم ندیده:surprised::D
:surprised::surprised:پس ایول به خودم :دی
:cry::cry::cry:من ولی همچنان دلم پاستیل موخاد
:surprised::surprised:دختر من:surprised:؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سمیراااااااااااااااااااا؟؟؟
از کتک گذشته
خونش حلال شد:D